آفات جو و روشهای کنترل موثر در مزارع کشاورزی

مقدمه مقاله آفات جو و روشهای کنترل موثر در مزارع کشاورزی
جو (Hordeum vulgare L) از خانواده Poaceae، گیاهی یکساله، خودگشن و روزبلند است که علاوه بر مصرف غذایی، در تغذیه دام و طیور و صنایع مالتسازی اهمیت فراوان دارد. شواهد تاریخی نشان میدهد کشت آن از دوران باستان در اروپا و مصر رایج بوده است. عملکرد جو تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد: کیفیت خاک و آب، میزان بارندگی، مصرف کودهای شیمیایی، تاریخ و تراکم کشت، سلامت بذر، روش برداشت و ذخیرهسازی، و همچنین خسارت ناشی از آفات جو، بیماریها و علفهای هرز. برآوردها نشان میدهد خسارت پیش از برداشت حدود ۱۵ تا ۲۰٪ محصول و خسارت پس از برداشت بین ۱۰ تا ۱۵٪ است. مدیریت علمی و بهینه در مراحل کاشت، داشت و برداشت، همراه با کنترل دقیق آفات مزارع جو، میتواند نقش کلیدی در افزایش تولید و کیفیت محصول ایفا کند.
در ایران سطح زیرکشت جو طی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۰ حدود ۱٫۴ میلیون هکتار و تولید سالیانه نزدیک به ۳ میلیون تن بوده است. با توجه به رشد جمعیت، افزایش راندمان در واحد سطح تنها راه تأمین نیاز کشور است.
مقاله پیشرو توسط فروشگاه فارمر شاپ تهیه شده و هدف آن ارائه محتوای علمی و معتبر برای کشاورزان و علاقهمندان است. این مجموعه تلاش دارد با بازنویسی دقیق منابع تخصصی، دانش کاربردی در زمینه تولید و مدیریت جو، بهویژه در زمینه کنترل آفات جو و آفات مزارع جو، را در اختیار مخاطبان قرار دهد تا گامی در جهت ارتقای بهرهوری و توسعه پایدار کشاورزی کشور برداشته شود.
آفات مزارع جو
مزارع جو میزبان مجموعهای از آفات از راستههای مختلف هستند. مهمترین آفات جو عبارتاند از سن گندم، شتهها، تریپس گندم، سوسک سیاه گندم، سوسک برگخوار غلات، سوسکهای قهوهای گندم و زنبور ساقهخوار غلات. این آفات بهطور مستقیم با تغذیه از اندامهای گیاه یا غیرمستقیم با انتقال بیماری، عملکرد و کیفیت محصول را کاهش میدهند.
سنهای زیانآور مزارع جو
معرفی گونهها و اهمیت اقتصادی
- سنهای گزارششده در جو: Eurygaster integriceps (سن معمولی گندم؛ مهمترین آفت اقتصادی)، E. maura L. (نواحی ساحلی شمال، گرگان و گنبد)، E. testudinaria Geoff. (گزارش از چمستان نور)، و گونههای خانواده Pentatomidae شامل Carpocoris fuscispinus، Dolycoris baccarum و سنهای جنس Aelia: A. furcula، A. melanota، A. virgata، A. rostrata، A. acuminate.
- اهمیت اقتصادی: در حال حاضر فقط سن معمولی گندم اهمیت اقتصادی دارد و بهعنوان آفت اصلی در «آفات مزارع جو» شناخته میشود.

سن معمولی گندم (Eurygaster integriceps)
شکلشناسی
- حشره بالغ: طول بدن ۱۱٫۷ تا ۱۲٫۲ میلیمتر و عرض ۶٫۶ تا ۷ میلیمتر. رنگ بدن از زرد خاکستری تا قهوهای تیره و گاهی سیاه کامل متغیر است. سر مثلثی با شیار باریک میانی، شاخکهای نخی در جلوی سر و سپرچهای طویل که تقریباً تمام بدن را میپوشاند از ویژگیهای بارز آن است. تفاوت نر و ماده در شکل حلقه ششم شکم و دستگاه تناسلی قابل تشخیص است.
- تخم: کروی با قطر حدود ۰٫۷ میلیمتر. رنگ تخم تازه سبز روشن است و پس از ۲–۳ روز لکههای تیره روی سطح آن ظاهر میشود. تخمها معمولاً بهصورت دستهای روی برگ یا خوشه قرار میگیرند.
- پورهها: دارای پنج مرحله پورگی هستند. پوره سن اول به طول حدود ۱٫۲ میلیمتر، ابتدا سبز روشن و سپس تیره میشود. در مراحل بعدی، جوانههای بال و سپرچه رشد میکنند و رنگ بدن از سیاه در سنین اولیه به قرمز آجری در سنین بالاتر تغییر میکند.
خسارت سن گندم در مزارع جو
سن معمولی گندم (Eurygaster integriceps) بهعنوان مهمترین آفت مزارع جو شناخته میشود و خسارت آن هم از نظر کمی (کاهش عملکرد) و هم از نظر کیفی (کاهش ارزش دانهها) بسیار جدی است. این آفت علاوه بر جو، به گندم، چاودار و یولاف نیز حمله میکند و در سالهای اخیر سطح مبارزه شیمیایی علیه آن در کشور به بیش از دو میلیون هکتار رسیده است.
خسارت کمی
سن مادر که زمستان را بهصورت حشره کامل گذرانده، در اوایل فصل رشد وارد مزارع میشود. تغذیه این حشرات در مرحله پنجهزنی و رشد اولیه گیاه باعث ضعف عمومی بوتهها میگردد.
- زردی و پیچش برگها
- پژمردگی و خشکشدن بوتهها
- سفید شدن خوشههای نورس از محل نیش تا انتها
خسارت کیفی
پورههای سنین دوم تا پنجم و همچنین حشرات کامل نسل جدید، دانههای جو را مورد حمله قرار میدهند.
- لاغری و چروکیدگی دانهها
- کاهش کیفیت گلوتن و ارزش غذایی
- کاهش قدرت جوانهزنی
- ایجاد لکه سیاه کوچک با هاله روشن در محل نیش
جمعبندی
خسارت سن گندم در مزارع جو ترکیبی از کاهش عملکرد و افت کیفیت محصول است. این آفت نهتنها باعث کاهش وزن خوشهها و ضعف بوتهها میشود، بلکه دانههای باقیمانده را نیز از نظر تغذیهای و صنعتی بیارزش میکند. به همین دلیل، مدیریت دقیق این آفت در برنامههای کنترل آفات جو و آفات مزارع جو اهمیت حیاتی دارد.
پراکنش سن گندم در مزارع جو
سن معمولی گندم نهتنها در مزارع گندم بلکه در مزارع جو نیز بهطور گسترده انتشار دارد و بهعنوان یکی از مهمترین آفات جو شناخته میشود. این آفت در بسیاری از استانهای کشور حضور دارد و شدت خسارت آن بسته به شرایط اقلیمی و مدیریتی متفاوت است. عواملی مانند فراوانی گیاهان میزبان، وجود پناهگاههای مناسب برای زمستانگذرانی، و شرایط آبوهوایی مساعد، نقش مهمی در گسترش جمعیت آن دارند.
عوامل مؤثر بر پراکنش
- گیاهان میزبان متنوع: علاوه بر جو، سن گندم از گندم، چاودار، یولاف و برخی علفهای هرز خانواده Poaceae تغذیه میکند. این تنوع میزبان باعث میشود جمعیت آفت در مناطق مختلف پایدار بماند.
- پناهگاههای زمستانی: بوتههای گیاهان مرتعی مانند Astragalus و Artemisia مکانهای اصلی زمستانگذرانی هستند. وجود این پوشش گیاهی در ارتفاعات، پراکنش آفت را تسهیل میکند.
- اقلیم مساعد: مناطق با زمستانهای معتدل و تابستانهای گرم بیشترین تراکم سن را دارند.
- تخریب مراتع و چرای بیرویه: کاهش پوشش گیاهی طبیعی و تبدیل مراتع به دیمزارها، شرایط مناسبی برای افزایش جمعیت سن فراهم میکند.
- مدیریت زراعی نامناسب: برداشت دیرهنگام، کشت ارقام حساس و استفاده بیرویه از سموم که دشمنان طبیعی را از بین میبرد، همگی موجب گسترش آفت میشوند.
جمعبندی
پراکنش سن گندم در ایران بسیار وسیع است و تقریباً در تمام مناطق کشت جو مشاهده میشود. این آفت بهدلیل توانایی سازگاری با شرایط مختلف و استفاده از میزبانهای متنوع، همواره تهدیدی جدی برای تولید جو محسوب میشود. بنابراین شناخت عوامل مؤثر بر پراکنش و مدیریت صحیح آن، بخش جداییناپذیر از برنامههای کنترل آفات مزارع جو است.
زیستشناسی و زمستانگذرانی سن گندم
سن گندم (Eurygaster integriceps) چرخه زندگی یکنسلی دارد و شناخت دقیق زیستشناسی آن برای مدیریت مؤثر در مزارع جو ضروری است. این آفت زمستان را بهصورت حشره کامل سپری میکند و با شروع فصل بهار وارد مزارع میشود.
زمستانگذرانی و مهاجرت
سنها در پایان تابستان و پاییز به پناهگاههای طبیعی میروند. این پناهگاهها معمولاً شامل بوتههای مرتعی مانند Astragalus spp. و Artemisia spp. در ارتفاعات هستند. در این مکانها حشرات کامل با ذخیره چربی کافی زمستان را سپری میکنند.
- در مناطق گرمتر (مانند سیستان و بلوچستان، کرمان و فارس) مهاجرت به مزارع از بهمن و اسفند آغاز میشود.
- در استانهای سردتر (مانند اردبیل) این مهاجرت تا اردیبهشت به تأخیر میافتد.
چرخه بهار و تابستان
پس از ورود به مزارع، سن مادر حدود یک تا دو هفته تغذیه میکند و سپس جفتگیری و تخمگذاری آغاز میشود. تخمها بهصورت دستهای روی برگها، خوشهها یا کلوخههای خاک قرار میگیرند.
- میانگین باروری: هر ماده حدود ۱۸۰ تخم میگذارد.
- پورهها: سن یک بدون تغذیه کنار دسته تخمها باقی میماند؛ از سن دوم تغذیه آغاز میشود و شدت آن با افزایش سن بیشتر میگردد.
- همزمانی با رشد گیاه: پورهها تا زمان برداشت محصول تغذیه میکنند و سپس به پناهگاههای تابستانه مهاجرت میکنند.
تلفات و بقا
- میزان بقا وابسته به ذخیره چربی بدن است.
- زمستانگذرانها در مناطق سرد با یخبندان شدید تلفات بیشتری دارند.
- تابستانگذرانها معمولاً تلفات کمتری نشان میدهند.
جمعبندی
زیستشناسی سن گندم نشان میدهد که این آفت با یک نسل در سال، چرخه زندگی خود را بهطور کامل با مراحل رشد جو هماهنگ میکند. زمستانگذرانی در پناهگاههای طبیعی و مهاجرت به مزارع در بهار، همراه با تخمگذاری و تغذیه پورهها، موجب خسارت گسترده در مزارع جو میشود. شناخت این چرخه برای طراحی برنامههای پیشآگاهی، ردیابی و مبارزه مؤثر علیه آفات مزارع جو اهمیت حیاتی دارد.
پیشآگاهی سن گندم در مزارع جو
پیشآگاهی یکی از ارکان اصلی مدیریت تلفیقی آفات است. در مورد سن گندم، پیشآگاهی اهمیت ویژهای دارد زیرا زمان مهاجرت سن مادر به مزارع و اوج فعالیت پورهها در مناطق مختلف و سالهای متفاوت تغییر میکند. بدون پیشآگاهی دقیق، مبارزه یا خیلی زود انجام میشود و بیاثر است، یا خیلی دیر و خسارت وارد شده جبرانناپذیر خواهد بود.
چرا پیشآگاهی مهم است؟
- کاهش هزینه و زمان ردیابی در مزرعه
- جلوگیری از مصرف بیرویه سموم و حفظ دشمنان طبیعی
- تعیین دقیق زمان مبارزه شیمیایی یا بیولوژیک
- افزایش کارایی کنترل و کاهش خسارت کمی و کیفی
شاخصهای پیشآگاهی (روز-درجه)
مطالعات نشان دادهاند که میتوان زمان مهاجرت و ظهور پورهها را با محاسبه روز-درجه پیشبینی کرد. این شاخصها بسته به استان و شرایط اقلیمی متفاوتاند:
- اولین مهاجرت سن مادر: بین ۴۴۸ تا ۱۰۶۲ روز-درجه (از اواسط فروردین تا اوایل اردیبهشت)
- ظهور ۵۰٪ پوره سن دوم: بین ۹۳۵ تا ۱۸۹۴ روز-درجه
- ظهور ۵۰٪ پوره سن سوم: بین ۱۰۶۹ تا ۱۸۹۴ روز-درجه
جمعبندی
پیشآگاهی سن گندم در مزارع جو به کشاورزان کمک میکند تا زمان دقیق مبارزه را تعیین کنند و از خسارتهای سنگین جلوگیری شود. با استفاده از مدلهای روز-درجه و ردیابی میدانی، میتوان اوج فعالیت سن مادر و پورهها را پیشبینی کرد و مبارزه را در بهترین زمان انجام داد. این رویکرد علمی، بخش جداییناپذیر از مدیریت آفات جو و آفات مزارع جو است.
نکته تکمیلی – مفهوم روز درجه
روز درجه شاخصی است برای پیشبینی رشد گیاهان و فعالیت آفات. هر روز که میانگین دما بالاتر از دمای پایه رشد باشد، اختلاف آن با دمای پایه بهعنوان روز درجه محاسبه و به مجموع اضافه میشود. بنابراین وقتی گفته میشود ظهور پورههای سن گندم در حدود ۱۶۰۰ روز درجه اتفاق میافتد، منظور این است که از ابتدای فصل تا آن زمان، مجموع گرمای مؤثر روزها به این عدد رسیده و شرایط برای فعالیت آفت فراهم شده است.
مثال ساده برای درک بهتر
فرض کنید میانگین دمای روزانه ۲۰ درجه باشد و دمای پایه رشد سن گندم ۱۰ درجه در نظر گرفته شود.
- هر روز در این شرایط ۱۰ روز درجه جمع میشود.
- اگر این روند ادامه داشته باشد، برای رسیدن به ۱۰۰۰ روز درجه حدود ۱۰۰ روز زمان لازم است.
به همین دلیل عددهای بزرگی مثل ۱۶۰۰ یا ۱۸۰۰ روز درجه طبیعی هستند، چون نشاندهندهی مجموع گرمای چندین هفته یا ماه هستند، نه شدت دمای یک روز.
ردیابی سن گندم در مزارع جو
پس از پیشآگاهی، مرحلهی بعدی در مدیریت آفات جو، ردیابی دقیق سن گندم است. ردیابی به کشاورز کمک میکند تا تراکم آفت در مزرعه را مشخص کند و تصمیم بگیرد آیا مبارزه لازم است یا خیر. اگر این مرحله بهدرستی انجام نشود، ممکن است سمپاشی بیمورد یا دیرهنگام صورت گیرد و هم هزینهها افزایش یابد و هم خسارت باقی بماند.
روشهای ردیابی
۱. نمونهبرداری با اندازه ثابت
- کادر ۱×۱ متر: بهترین روش برای شمارش سن مادر و پورههای اولیه (تخم، سن یک و سن دو).
- تورزنی: هر ۵ بار تورزنی معادل یک مترمربع کادر است. برای مزارع حدود ۵ هکتار، شمارش در ۱۰ کادر یا معادل آن با تور انجام میشود.
- الگوی حرکت: نمونهبرداری بهصورت ضربدری در مزرعه؛ هر ۱۰ قدم یک نمونه تصادفی.
- زمان مناسب تورزنی: صبح تا ساعت ۱۰ و عصر از ۱۷ تا غروب. در شرایط باد، باران یا سرما تورزنی توصیه نمیشود.
۲. نمونهبرداری دنبالهای (Sequential Sampling)
- اندازه نمونه در این روش حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد کمتر از روش ثابت است.
- نمونهبرداری ادامه مییابد تا خط توقف بر اساس تراکم تجمعی آفت مشخص شود.
- این روش بهویژه در مزارع وسیع آلوده به سن گندم توصیه میشود.
نکتههای اجرایی
- برای پورههای سنین سوم به بالا، تورزنی کارآمدتر است؛ اما برای تخم و پورههای اولیه، کادر دقیقتر عمل میکند.
- ترکیب دو روش (کادر + تورزنی) بهترین نتیجه را میدهد.
- ردیابی باید در زمانهای مشخص و با نظم انجام شود تا دادهها قابل اعتماد باشند.
جمعبندی
ردیابی سن گندم در مزارع جو، مرحلهای حیاتی در مدیریت تلفیقی آفات است. با استفاده از روشهای علمی نمونهبرداری، کشاورز میتواند تراکم واقعی آفت را تعیین کند و تنها در صورت عبور از آستانه اقتصادی اقدام به مبارزه نماید. این کار نهتنها هزینهها را کاهش میدهد، بلکه از مصرف بیرویه سموم و آسیب به دشمنان طبیعی نیز جلوگیری میکند.
سطح زیان اقتصادی (آستانه مبارزه) سن گندم در مزارع جو
یکی از مهمترین اصول مدیریت تلفیقی آفات، تعیین سطح زیان اقتصادی یا همان آستانه مبارزه است. این سطح نشان میدهد چه زمانی تراکم آفت آنقدر زیاد شده که هزینه مبارزه کمتر از خسارت احتمالی خواهد بود. در مورد سن گندم، آستانهها بسته به نوع کشت (آبی یا دیم) و عملکرد پیشبینیشده محصول متفاوت هستند.
آستانههای مبارزه در جو آبی
- عملکرد پیشبینی بیش از ۳ تن در هکتار: سن مادر: ۶ عدد در هر مترمربع؛ پورهها: ۱۴ عدد در هر مترمربع
- عملکرد پیشبینی کمتر از ۳ تن در هکتار: سن مادر: ۵ عدد در هر مترمربع؛ پورهها: ۱۲ عدد در هر مترمربع
آستانههای مبارزه در جو دیم
- عملکرد پیشبینی بیش از ۲ تن در هکتار: سن مادر: ۴ عدد در هر مترمربع؛ پورهها: ۱۰ عدد در هر مترمربع
- عملکرد پیشبینی کمتر از ۲ تن در هکتار: سن مادر: ۳ عدد در هر مترمربع؛ پورهها: ۸ عدد در هر مترمربع
جمعبندی
این آستانهها به کشاورزان کمک میکنند تا تصمیمگیری علمی و اقتصادی داشته باشند. اگر تراکم آفت کمتر از این مقادیر باشد، مبارزه توصیه نمیشود زیرا هزینه سمپاشی بیشتر از خسارت خواهد بود. اما در صورت عبور از این سطح، اقدام فوری برای کنترل آفت ضروری است. رعایت این اصول باعث کاهش مصرف بیرویه سموم، حفظ دشمنان طبیعی و مدیریت پایدار آفات مزارع جو میشود.
روشهای کنترل سن گندم در مزارع جو
مدیریت سن گندم باید تلفیقی باشد؛ یعنی مجموعهای از اقدامات زراعی، بیولوژیک و شیمیایی در کنار هم اجرا شوند. این رویکرد باعث کاهش مصرف سموم، حفظ دشمنان طبیعی و کنترل پایدار آفات جو میشود.
۱. اقدامات زراعی و حفاظتی
این روشها پایه مدیریت آفت هستند و بدون هزینههای سنگین قابل اجرا میباشند.
- حفاظت از مراتع و اجتناب از کشت در اراضی شیبدار: تخریب مراتع و چرای بیرویه باعث افزایش جمعیت سنها میشود.
- برداشت بهموقع محصول: برداشت سریع مانع از تغذیه طولانیمدت نسل جدید و کاهش ذخیره چربی آنها میشود.
- انتخاب ارقام مناسب: هرچند برای جو رقم مقاوم معرفی نشده، اما در گندم برخی ارقام حساس یا مقاوم شناخته شدهاند. پرهیز از کشت وسیع ارقام حساس اهمیت دارد.
۲. کنترل بیولوژیک
دشمنان طبیعی نقش مهمی در کاهش جمعیت سن دارند.
- زنبورهای پارازیتوئید تخم (Trissolcus spp.): در شرایط مناسب تا ۹۰٪ تخمها را پارازیته میکنند. رهاسازی آنها به دو روش انجام میشود:
- تلقیحی: یکبار رهاسازی چند گونه، حدود ۲۰۰۰–۵۰۰۰ زنبور در هکتار
- اشباعی: رهاسازی گونه غالب، ۴–۶ نوبت در دوره تخمریزی، هر بار حدود ۱۰٬۰۰۰ زنبور در هکتار
- مگسهای پارازیتوئید (Phasiinae): گونههایی مانند Phasis subcoleoptrata و Helomyia lateralis روی بدن سنها فعالیت میکنند.
- قارچهای بیماریزا (Beauveria bassiana): جدایههای مختلف این قارچ در حال بررسی برای کنترل بیولوژیک هستند.
- حفاظت از دشمنان طبیعی: کاهش مصرف بیرویه سموم، ایجاد تنوع زیستی در مزرعه و حفظ گیاهان شهددهنده برای تغذیه حشرات مفید.
مطالعه مقاله کنترل زیستی سن گندم در مکان های زمستان گذرانی پیشنهاد میگردد.
۳. کنترل شیمیایی سن جو (گندم)
زمانی که تراکم آفت از آستانه اقتصادی فراتر رود، مبارزه شیمیایی ضرورت پیدا میکند.
- اصل کلیدی: سمپاشی باید در اوج فعالیت پورههای سنین دوم و سوم انجام شود.
- حشرهکشهای رایج:
- فنیتروتیون (۵۰٪ EC) : ۱ تا ۰٫۸ لیتر در هکتار
- دلتامترین (۲٫۵٪ EC) : ۳۰۰ میلیلیتر در هکتار (قابل کاهش به ۱۸۰–۲۵۰ میلیلیتر با افزودنیها)
- لاندا سایهالوترین (۵٪ SC) : ۱۵۰ میلیلیتر در هکتار
- لاندا سایهالوترین (۱۰٪ CS) : ۷۵ میلیلیتر در هکتار
- کاهش دز مصرفی: افزودن ۰٫۵ در هزار روغن مایونز یا سیتوویت به برخی سموم برای کاهش دز و حفظ کارایی.
جمعبندی مدیریت سن گندم در مزارع جو
روشهای کنترل سن گندم در مزارع جو باید بهصورت تلفیقی اجرا شوند. اقدامات زراعی پایه مدیریت هستند، کنترل بیولوژیک دشمنان طبیعی را تقویت میکند، و مبارزه شیمیایی تنها در شرایط عبور از آستانه اقتصادی توصیه میشود. این ترکیب باعث مدیریت پایدار و کاهش خسارت کمی و کیفی در محصول جو خواهد شد.
جمعبندی فصل سن گندم در مزارع جو
سن معمولی گندم بهعنوان مهمترین آفت جو در ایران شناخته میشود و خسارت آن هم از نظر کمی (کاهش عملکرد) و هم از نظر کیفی (افت ارزش دانهها) بسیار جدی است. این آفت با یک نسل در سال، چرخه زندگی خود را بهطور کامل با مراحل رشد جو هماهنگ کرده و از مرحله پنجهزنی تا برداشت محصول خسارت وارد میکند.
مدیریت سن گندم در مزارع جو تنها با یک روش امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند ترکیب اقدامات زراعی، بیولوژیک و شیمیایی در قالب برنامهی مدیریت تلفیقی آفات (IPM) است. اجرای دقیق پیشآگاهی، ردیابی علمی و رعایت آستانههای اقتصادی، کلید موفقیت در کنترل این آفت و کاهش خسارتهای کمی و کیفی محصول جو محسوب میشود.
شتههای زیانآور جو
شتهها از مهمترین آفات مزارع جو محسوب میشوند. این حشرات ریز با مکیدن شیره گیاهی، ضعف عمومی بوتهها را ایجاد کرده و علاوه بر خسارت مستقیم، ناقل بیماریهای ویروسی مانند ویروس زردی کوتولگی جو (BYDV) هستند. به دلیل تکثیر سریع و تولید نسلهای متعدد در طول فصل، کنترل آنها دشوار است و نیاز به مدیریت تلفیقی دارد.
ویژگیهای عمومی شتهها در مزارع جو
- اندازه کوچک و کلونیساز: شتهها معمولاً بهصورت گروهی روی برگها، ساقهها و خوشهها تجمع میکنند.
- تولیدمثل زندهزا: بدون نیاز به جفتگیری، مادهها میتوانند چندین نسل پشت سر هم تولید کنند.
- تغذیه مستقیم: با مکیدن شیره گیاهی باعث زردی، پیچش و کوتولگی بوتهها میشوند.
- ترشح عسلک: سطح برگها چسبناک شده و زمینه رشد قارچهای دودهای فراهم میشود.
- انتقال ویروسها: مهمترین نقش غیرمستقیم شتهها، انتقال ویروسهای غلات است که خسارت کیفی و کمی محصول را تشدید میکند.
اهمیت اقتصادی
- در شرایط مساعد (آبوهوای معتدل و مصرف زیاد کود ازته)، جمعیت شتهها بهسرعت افزایش یافته و میتواند عملکرد محصول را بهشدت کاهش دهد.
- خسارت غیرمستقیم ناشی از انتقال ویروسها معمولاً از خسارت مستقیم تغذیه شدیدتر است.
- در سالهای اپیدمی، شتهها بهعنوان عامل اصلی کاهش عملکرد و کیفیت جو شناخته میشوند.

شته معمولی گندم (Schizaphis graminum Rondani)
راسته: Hemiptera
خانواده: Aphididae
شکلشناسی
بدن شته معمولی گندم سبز روشن تا سبز چمنی است و در افراد بالدار گردهها کمی تیرهتر دیده میشوند. بندهای سوم تا ششم شاخک معمولاً دودی تا قهوهای تیره و سایر بندها روشن هستند. طول بدن حدود ۱٫۳۵ تا ۲٫۱ میلیمتر است. زایده انتهایی بند آخر شاخک ۳٫۴ تا ۴٫۶ برابر طول پایه بوده و کورنیکول استوانهای شکل با طولی ۱٫۱ تا ۲٫۳ برابر قطر پایه است. دم انگشتی و در بخش میانی کمی فرورفته است. در افراد بالدار بندهای اول و دوم شاخک بیرنگ و سایر بندها قهوهای روشن تا تیره هستند. رگبال میانی در بالهای جلویی دو شاخه است.
خسارت
این شته در ایران و جهان خسارت اقتصادی قابل توجهی دارد؛ میانگین جهانی حدود ۸٪، در ایران تا ۲۰٪ و در برخی کشورها بیش از ۲۵٪ گزارش شده است. حضور انبوه شتهها باعث لوله شدن برگها، ضعف بوته و در موارد شدید نابودی کامل گیاه میشود. بزاق شته با داشتن مواد سمی و آنزیمهای تخریبکننده، کلروپلاست و دیواره سلولی را از بین میبرد و زمینه انتقال ویروسهای مهم غلات را فراهم میکند.
- مکیدن شیره گیاهی و کاهش توان بوته
- تزریق مواد سمی و ایجاد کلروز و نکروز سلولی
- انتقال ویروسهای گیاهی و تشدید خسارت اقتصادی
پراکنش
شته معمولی گندم در اکثر مناطق ایران انتشار دارد: اهواز، تهران، مسجدسلیمان، کرج، شیراز، ورامین، سیستان، داراب و تربت حیدریه. بیشترین فراوانی در مزارع گندم ورامین و سیستان گزارش شده (تا ۸۵٫۴٪). میزبانهای آن بیش از ۷۰ گونه از تیره Poaceae شامل گندم، جو، سورگوم، یولاف و چاودار هستند.
زیستشناسی
این شته دارای پنج مرحله رشدی (چهار سن پورگی و حشره کامل) است و افزایش جمعیت آن بر پایه بکرزایی مادههاست. در مناطق سرد زمستانگذرانی به صورت تخم انجام میشود و در مناطق گرمتر به صورت زندهزا ادامه حیات دارد. فرم بیبال غالب است و فرم بالدار وظیفه پراکنش را بر عهده دارد. تعداد نسل در سال بسته به شرایط ۱۵ تا ۲۰ نسل است. چرخه زندگی میتواند کامل (Holocyclic) یا ناقص (Anholocyclic) باشد.
دادههای زیستی و تولیدمثلی
شرایط آزمایشگاهی (۲۲±۱°C، رطوبت ۶۰–۷۰٪، نور ۱۶:۸)
- طول عمر: ۲۹٫۰۴–۳۷٫۳۰ روز
- طول دوره پورگی: ۸٫۲۳–۸٫۵۰ روز
- میانگین پورهزایی هر ماده: ۳۱٫۵۴–۵۱٫۴۳ عدد
- بقای پورهها: بیشترین روی رقم افضل (۸۷٪)، کمترین روی رقم نصرت (۸۰٪)
- نرخ خالص تولیدمثل: ۳۱٫۹۳–۴۷٫۲۳ ماده در نسل
- نرخ ذاتی رشد جمعیت: ۰٫۳۰±۰٫۰۰۳ (ریحان) تا ۰٫۲۶±۰٫۰۰۲ (افضل و کویر)
- نرخ متناهی افزایش جمعیت: ۱٫۳۱–۱٫۳۴ در روز
- زمان دو برابر شدن جمعیت: ۲٫۳۷–۲٫۵۴ روز
- مدت زمان یک نسل: ۱۲٫۳۱–۱۳٫۶۹ روز
- امید به زندگی: بیشترین در کویر (۲۷٫۳)، کمترین در کارون (۲۲٫۶۴)
شرایط دمایی
- دماهای مناسب برای تکمیل چرخه: ۱۰، ۱۵، ۱۹، ۲۲، ۲۶، ۳۱°C
- در ۳۳°C: هیچ پورهای قادر به تکمیل چرخه نیست
- طول دوره رشدی قبل از بلوغ: ۳۲ روز در ۱۰°C، ۶ روز در ۲۶°C
- بهترین دما برای پرورش: ۲۶°C (طول دوره نابالغ روی کارون: ۶٫۶۵±۰٫۰۸ روز، بقای پورهها: ۸۸٪)
- آستانه دمایی پایین: ۴٫۶۰–۵٫۷۳°C بسته به رقم
- ثابت دمایی: ۱۳۳٫۳۳–۱۴۲٫۸۵ روز-درجه
تولیدمثل و باروری
در شرایط مناسب طول مدت یک نسل حدود ۷ روز است و بهترین دما برای تولیدمثل ۲۳٫۸–۲۹°C گزارش شده.
- پورهزایی روزانه: ۱۵ عدد
- پورهزایی کل عمر: ۵۰–۶۰ عدد (گاهی ۸۰–۹۰)
- مادههای بیبال: ۴۵–۵۲ پوره
- مادههای بالدار: ۳۸–۴۹ پوره
شرایط مزرعهای
- دما: ۲۲–۲۸°C
- رطوبت نسبی: ۷۰±۵٪
- بلوغ: ۷–۸ روز
- تولیدمثل: ۱۴–۱۶ روز
- طول عمر: ۲۱–۲۴ روز
- پورهزایی ماده بیبال: ۵۶–۸۰ عدد
- پورهزایی ماده بالدار: ۵۴–۷۱ عدد
- متوسط پوره روزانه: ۴–۷ عدد
- تعداد نسل در سال: ۱۵–۱۸ نسل
- طول مدت یک نسل: ۷–۹ روز
اهمیت اقتصادی
شته معمولی گندم علاوه بر کاهش رشد ریشه و اندامهای هوایی، ناقل ویروسهای مهم غلات و نیشکر است. خسارت اقتصادی آن در ایران تا ۲۰٪، در آمریکا تا ۲۵٪، در آفریقای جنوبی بیش از ۲۵٪ و میانگین جهانی حدود ۸٪ گزارش شده است.

شته گندم – گلسرخ (Metopolophium dirhodum)
🔬 شکلشناسی
شته گندم–گلسرخ دارای بدن سبز روشن تا سبز تیره و گاهی مایل به قرمز است. برآمدگیهای پایه شاخک و پیشانی مشخص بوده و انتهای بندهای سوم، چهارم و پنجم شاخک تیرهرنگ است. کورنیکولها استوانهای با لبه پهن و دم انگشتی شکل دارند. در فرم بالدار بندهای شاخک کمی تیرهتر و نسبتها تغییر میکنند.
- اندازه بدن: ۲٫۲ تا ۲٫۷۵ میلیمتر
- طول شاخک: ۱٫۹۷ تا ۲٫۳۶ میلیمتر (حدود ۰٫۸–۱ برابر طول بدن)
- زایده انتهایی بند آخر شاخک: ۳٫۳–۴ برابر طول پایه
- تعداد ریناریای ثانوی بند سوم شاخک: ۱۳ عدد
- کورنیکول: ۱٫۶۷–۲٫۴۵ برابر طول دم
- فرم بالدار: طول شاخک ۰٫۸۷–۱ برابر طول بدن، بند سوم دارای ۱۱–۲۱ ریناریا
- زایده انتهایی بند آخر در فرم بالدار: ۳٫۲–۳٫۷ برابر طول پایه
🌾 خسارت
این شته علاوه بر مکیدن شیره گیاه و ایجاد ضعف عمومی، با ترشح عسلک سطح برگها را چسبناک کرده و زمینه رشد قارچهای دودهای را فراهم میکند. همچنین ناقل ویروسهای مهمی مانند موزائیک جو است. در تراکم بالا جمعیت روی برگهای پرچم متمرکز میشود، در حالی که در جو بیشتر برگهای پایینتر را ترجیح میدهد.
- آستانه زیان اقتصادی: ۲۵ شته به ازای هر ساقه در مرحله گلدهی
- آستانه زیان اقتصادی: ۳۰ شته به ازای هر برگ پرچم
🌍 پراکنش
منشأ این گونه پالهآرتیک است و امروزه در اروپا، آسیای مرکزی، خاورمیانه، آمریکای شمالی و جنوبی، آفریقای جنوبی، نیوزیلند و استرالیا گزارش شده است. در ایران نیز در استانهای تهران، کرج، ورامین، قم، شهر ری، شیراز، گچسر و مغان دیده میشود.
میزبانهای اولیه آن گونههای Rosa هستند و میزبانهای دوم شامل گندم، جو، ذرت، یولاف، سورگوم و بسیاری از علفهای هرز Poaceae میباشند.
🔁 زیستشناسی و چرخه زندگی
شته گندم–گلسرخ دو میزبانه (Heteroecious) است و چرخه کامل (Holocyclic) یا ناقص (Anholocyclic) دارد. در مناطق سردسیر بهصورت تخم روی نسترن و گل سرخ زمستانگذرانی میکند، در مناطق گرمسیری جنوب ایران و خوزستان تمام سال را بهصورت بکرزا روی گرامینهها ادامه میدهد. مهاجرت مادههای بالدار در اردیبهشت به مزارع غلات انجام میشود و بازگشت به Rosa معمولاً از اکتبر تا نیمه دوم نوامبر رخ میدهد.
📊 دادههای رشد و تولیدمثل
مطالعات نشان دادهاند که این شته توانایی بالایی در تکثیر دارد و جمعیت آن بهسرعت افزایش مییابد.
- طول دوره پورگی: حدود ۱۰٫۷۲ روز
- طول یک نسل (پوره تا پوره): ۱۱٫۸۹ روز
- طول عمر حشره کامل: حدود ۳۳ روز
- دوره پورهزایی: ۱۷٫۶۵ روز
- تعداد پوره تولیدی توسط هر ماده: حدود ۳۳–۳۴ عدد
- نرخ خالص تولیدمثل: ۳۳٫۸۴ ماده
- نرخ ذاتی رشد جمعیت: ۰٫۱۹۴ ماده/روز
- افزایش روزانه جمعیت: ۲۱٫۴٪
- زمان دو برابر شدن جمعیت: ۳٫۵۷ روز
- متوسط زمان یک نسل: ۱۸٫۱۸ روز
- افزایش جمعیت روی رقم مهدوی: حدود ۳۴ برابر
- توزیع سنی پایدار: ۹۹٪ نابالغ، ۱٪ حشرات کامل
🌡️ اثر دما بر رشد و بقاء
دمای محیط نقش مهمی در بقاء و تولیدمثل این شته دارد.
- دمای مناسب برای رشد پورهها: ۱۸–۲۲ درجه سلسیوس
- دمای بالاتر از ۲۷ درجه: مرگ پورهها در سن سوم
- دمای پایین (۵ درجه): غیرکشنده ولی باعث افزایش طول دوره پورگی
- در دمای ۱۵ درجه:
- فرم بیبال: ۱۳٫۲ روز
- فرم بالدار: ۱۴٫۳ روز
- تولید پوره: ۲۰ عدد در ۱۵ روز

شته سبز یولاف – گندم (Sitobion avenae (Fabricius))
معرفی و اهمیت اقتصادی
شته سبز یولاف – گندم یکی از مهمترین آفات غلات در ایران و جهان است. این گونه بهدلیل توانایی بالا در تکثیر، تغذیه از اندامهای حساس گیاه و نقش در انتقال ویروسهای گیاهی، خسارت قابل توجهی به محصولات گندم، جو و یولاف وارد میکند. در سالهای اخیر، طغیانهای جمعیتی آن در مناطق مختلف ایران از جمله گرگان، گنبد، مغان، داراب، کرج و دزفول گزارش شده است. در برخی موارد، تراکم جمعیت به بیش از 500 شته در هر ساقه رسیده که منجر به زردی، کلروز و خشکشدن برگها شده است.
ویژگیهای مورفولوژیک
شتههای کامل این گونه دارای رنگ سبز روشن تا سبز تیره و گاهی مایل به قهوهای هستند. ویژگیهای تشخیصی شامل:
- طول بدن: 2.3–2.9 میلیمتر
- طول شاخک: 0.96–1.02 برابر طول بدن
- زایده انتهایی بند آخر شاخک: 4.5–5.2 برابر طول پایه
- کورنیکول: قطر پایه 1.5–2 برابر انتها؛ طول آن 0.2 برابر طول بدن و 1.4–1.6 برابر طول دم
- دم: خنجری شکل با فرورفتگی مرکزی
- تعداد ریناریای ثانوی بند سوم شاخک: 11 عدد
- رنگبندی: شاخک، کورنیکول، پنجه و انتهای خرطوم قهوهای روشن تا تیره؛ بندهای شکم دارای لکههای رنگی بههمپیوسته
زیستشناسی و چرخه زندگی
این گونه تکمیزبانه و دارای چرخه کامل (Holocyclic) است. زمستانگذرانی بهصورت تخم روی گیاهان تیره Poaceae انجام میشود. در مناطق با زمستانهای ملایم، چرخه زندگی بهصورت ناقص (Anholocyclic) بوده و شتههای ماده بهصورت زندهزا روی گیاهان باریکبرگ زمستانگذرانی میکنند.
در فصل زراعی، مهاجرت شتههای بالدار به مزارع غلات صورت میگیرد. جمعیت ممکن است در مراحل میانی رشد محصول کاهش یابد و سپس در زمان خوشهدهی و رسیدن دانهها به اوج برسد.
پارامترهای رشد جمعیت (در شرایط آزمایشگاهی با دمای 20±1 درجه سلسیوس، رطوبت 70–80٪، نور 16/8 ساعت):
- طول دوره پورگی: 11.7 روز
- طول عمر: 40.2 روز
- میانگین تعداد پوره هر ماده: 25 عدد
- نرخ خالص تولیدمثل (R₀): 25.03
- نرخ ذاتی رشد جمعیت (rₘ): 0.160 ماده/روز
- نرخ متناهی رشد جمعیت: 1.18 در روز
- زمان دو برابر شدن جمعیت: 4.12 روز
- متوسط زمان یک نسل: 19.18 روز
تأثیر دما بر رشد و تولیدمثل
- باروری از 0 تا 20 درجه سلسیوس بهصورت خطی افزایش مییابد.
- بالاتر از 20 درجه، نرخ تولیدمثل کاهش یافته و در 30 درجه به صفر میرسد.
- در دماهای 30 و 35 درجه سلسیوس، تولید پوره متوقف میشود.
- در دمای 19 درجه:
- طول دوره پورگی بیبال: 9.03 روز
- طول دوره پورگی بالدار: 10.05 روز
- در دمای 21 درجه:
- بیبال: 7.22 روز
- بالدار: 8.02 روز
- آستانه رشد نابالغها: حداقل 4 درجه، حداکثر 24.6 درجه سلسیوس
خسارت و نقش در انتقال بیماری
شته سبز یولاف – گندم از برگهای بالایی تغذیه میکند و در زمان ظهور خوشه، به خوشهها حمله میبرد. در جو، بیشتر از برگها تغذیه میکند و فعالیت روی خوشه کمتر است.
خسارت شامل مکیدن شیره گیاه، ترشح عسلک، پوشاندن برگها و خوشهها، کاهش فتوسنتز و انتقال ویروسهای زیر است:
- ویروس موزائیک جو
- ویروس موزائیک زرد لوبیا
- ویروس موزائیک نخود
آستانه زیان اقتصادی: در مرحله پر شدن خوشه، 3–5 شته به ازای هر ساقه کافی است تا خسارت اقتصادی وارد شود.
پراکنش جغرافیایی
منشأ این گونه منطقه پالهآرتیک است. از سال 1966 در آمریکای جنوبی گزارش شده و امروزه در اروپا، مدیترانه، خاورمیانه، آسیای مرکزی، هند، پاکستان، نپال، افغانستان، آمریکای مرکزی و جنوبی پراکنده است. در ایران نیز از استانهای تهران، گرگان، گنبد، کرج، داراب، اهواز، شیراز، نوشهر، خلخال، آمل، سیستان و مغان گزارش شده است.

شته برگ برنج (Rhopalosiphum padi)
معرفی و اهمیت اقتصادی
شته برگ برنج یکی از آفات مهم غلات در ایران و جهان است. این گونه علاوه بر خسارت مستقیم از طریق مکیدن شیره گیاه، نقش مهمی در انتقال ویروسهای گیاهی دارد. در برخی سالها در استان فارس و مناطق همجوار طغیان کرده و کاهش قابل توجهی در محصول گندم و جو ایجاد نموده است. آستانه زیان اقتصادی آن بالاتر از شته سبز یولاف بوده و در انتهای مرحله گلدهی حدود 20 تا 30 شته به ازای هر ساقه گزارش شده است.
ویژگیهای مورفولوژیک
- رنگ بدن: سبز تیره تا قهوهای، گاهی بسیار تیره
- کورنیکول، دم و انتهای ساق پاها: قهوهای روشن
- پیشانی: دارای برآمدگی میانی مشخص
- شاخک: بندهای 4 تا 6 تیره، سایر بندها بیرنگ تا دودی
- سطح کوتیکول: دارای گرانولهای مشخص
- شکل بدن: بیضی گرد
- طول بدن: 1.90 تا 2.35 میلیمتر (گاهی تا 2.46)
- طول شاخک: 0.65 تا 0.82 برابر طول بدن
- زایده انتهایی بند آخر شاخک: 3.4 تا 5.1 برابر طول پایه
- در افراد بالدار: سر، خرطوم، شاخک، کورنیکول، دم و بخش زیادی از رانها و ساق پاها تیره
- طول بند آخر خرطوم: تقریباً برابر با طول پنجه پای عقبی
- شکم: در برخی نمونهها بندهای 6 تا 8 دارای نوار عرضی
- تعداد ریناریای ثانوی: بند سوم 19 تا 28 عدد، بند چهارم 4 تا 8 عدد (گاهی تا 12)، بند پنجم 0 تا 3 عدد
- کورنیکول: در بخش انتهایی دارای فرورفتگی عمیق؛ طول آن 1.5 تا 1.9 برابر طول دم
خسارت
- مکیدن شیره گیاه و کاهش فتوسنتز
- ترشح عسلک و پوشاندن برگها و خوشهها
- کاهش محصول تا 15 درصد
- ناقل اصلی ویروس زرد کوتولگی جو (BYDV)؛ انتقال ویروس به صورت گردشی پایا است
- همه غلات حساس هستند، اما جو و یولاف بیشتر از گندم مورد حمله قرار میگیرند
- در اسکاندیناوی اهمیت اقتصادی بیشتری نسبت به انگلستان دارد، به دلیل فراوانی میزبان اولیه (Prunus padus) و شرایط اقلیمی سرد
پراکنش
منشأ شته برگ برنج منطقه پالهآرتیک بوده و امروزه یک گونه همهجایی است. در ایران از استانهای فارس، تهران، کرج، اهواز، مشهد، شیراز، نوشهر، گرگان، گنبد، سیستان و ورامین گزارش شده است. میزبانهای آن شامل گندم، جو، یولاف، ذرت، برنج، ازگیل، Festuca، Eleusine indica و سایر گیاهان خانواده Poaceae هستند.
زیستشناسی
مطالعات روی پنج رقم جو (ریحان، فجر، کویر، نصرت و والفجر) در شرایط دمایی مختلف (10، 15، 19، 22، 26، 31 و 33 درجه سلسیوس؛ رطوبت نسبی 60 تا 70 درصد؛ دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی) نشان داده است:
- طول دوره رشدی نابالغها: 6.62 تا 8.01 روز
- نرخ ذاتی رشد جمعیت: 0.003 تا 0.341 ماده در روز (بیشترین روی رقم فجر)
- بقای پورهها: فجر 85 درصد، والفجر 65 درصد، در دمای 26 درجه 87 درصد (بیشترین)، در دمای 31 درجه 45 درصد (کمترین)
- طول دوره پورگی: در دمای 10 درجه 22.94 روز، در دمای 26 درجه 6.15 روز
- در دمای 33 درجه سلسیوس مراحل نابالغ کامل نمیشوند
- نرخ رشد جمعیت در دمای 26 درجه: 0.355 ماده در روز
- آستانه دمایی پایین برای رشد: فجر 3.82، ریحان 4.73، کویر 4.34، نصرت 4.89، والفجر 4.42
- مجموع روز-درجه برای تکمیل رشد: فجر 125، ریحان 135.13، کویر 128.20، نصرت 142.85، والفجر 142.85
چرخه زندگی
- پنج مرحله رشدی: پورههای سنین اول تا چهارم و حشرات کامل
- افزایش جمعیت بر پایه بکرزایی مادهها
- دو میزبانه و دارای چرخه کامل (Holocyclic)؛ زمستانگذرانی به صورت تخم روی Prunus padus
- در زمستانهای ملایم: چرخه ناقص (Anholocyclic)؛ زمستانگذرانی به صورت شتههای زنده روی گیاهان Poaceae
- شتههای مهاجر عمدتاً در نسل سوم تولید میشوند؛ ابتدا روی یولاف مستقر شده و سپس به گندم و جو حمله میکنند
- در شروع آلودگی، تراکم جمعیت در کنارههای مزرعه بیشتر است
- در سپتامبر، شتههای بالدار از غلات به میزبان اولیه (Prunus padus) بازمیگردند و تخمگذاری میکنند

شته روسی گندم (Diuraphis noxia)
شکلشناسی
این شته با رنگ سبز روشن مایل به خاکستری تا قهوهای دیده میشود و سطح بدنش با پودر مومی سفید پوشیده است. طول بدن بین 1.7 تا 2.15 میلیمتر بوده و معمولاً دو برابر یا کمی بیشتر از عرض میانی بدن است. شاخکها به طول 0.68 تا 0.80 میلیمتر هستند و حدود 0.35 تا 0.44 برابر طول بدن محسوب میشوند. زایده انتهایی بند آخر شاخک 2.12 تا 2.45 برابر طول پایه است و زایده بالای دم 0.37 تا 0.55 برابر طول دم اندازه دارد. کورنیکولها کوتاه و باریکاند و طولشان با عرض پایه برابر است. دم انگشتی حدود چهار برابر طول کورنیکول است. در افراد بالدار، سر و سینه و بخش زیادی از رانها تیره میشوند و طول بدنشان بین 1.5 تا 2.2 میلیمتر است.
- زایده انتهایی بند آخر شاخک: حدود سه برابر طول پایه
- ریناریاهای ثانوی: بند سوم شاخک 5 تا 10 عدد، بند چهارم 1 تا 3 عدد
- زایده بالای دم: کوتاهتر از فرم بیبال
خسارت
شته روسی گندم تنها گیاهان خانواده Poaceae را مورد حمله قرار میدهد و در میان آنها جو، گندم، گندم دوروم و یولاف بیشترین ترجیح را دارند. این شته از برگهای غلات تغذیه کرده و اغلب غلاف برگهای پیچیده را انتخاب میکند. هنگام تغذیه، بزاق سمی خود را به بافت گیاه تزریق میکند که سبب خسارت جدی میشود.
علائم تغذیه شامل قرمز یا بنفش شدن برگها، ظاهر شدن نوارهای روشن یا قرمز طولی، پیچیدگی برگها در جهت طولی و کوتولگی گیاه در آلودگی شدید است. در مراحل ابتدایی آلودگی، لبه برگها لوله میشوند، برگ انتهایی زرد و سفید و خشک میشود، فاصله برگها کاهش یافته و ساقه بدشکل میگردد. خوشههای آلوده نیز معمولاً خمیده میشوند.
- ویروس کوتولگی زرد جو (BYDV)
- ویروس موزائیک جو
- ویروس موزائیک نیشکر
در برخی مناطق، همراه با شته برگ برنج و شته برگ ذرت طغیان کرده و کاهش قابل توجه محصول گندم و جو را بهوجود آورده است.
پراکنش
منشأ شته روسی گندم منطقه پالهآرتیک است. این گونه بومی ایران، افغانستان و کشورهای مدیترانهای بوده و در سراسر ایران جمعآوری شده است، بهجز حاشیه شمالی و منطقه مغان. گزارشهای متعددی از استانهای کرج، ورامین، دماوند، طالقان، شهریار، آبیک، قزوین، اصفهان و فارس وجود دارد. همچنین اغلب همراه با گونههای دیگر شته غلات مانند Rhopalosiphum padi و Sitobion avenae مشاهده میشود.
زیستشناسی
شته روسی گندم در اقلیمهای معتدل سرد بهصورت Holocyclic (دارای چرخه کامل) دیده میشود و در سایر اقلیمها احتمالاً Anholocyclic است. در ایران فرم جنسی معمولاً مشاهده نشده و زمستانگذرانی بهصورت مادههای بکرزا انجام میشود. پس از رسیدن دانههای غلات، به گیاهان دیگر خانواده Poaceae مانند Bromus و Agropyron مهاجرت میکند. در برخی مناطق سردسیر فرم جنسی نیز دیده شده است.
این شته شرایط گرم و خشک را ترجیح میدهد، اما در آبوهوای بارانی نیز قادر به بقاست. در صورت نامساعد بودن شرایط، حتی یک باد برای انتشار کافی است. زمستان را روی علفهای هرز میزبان در حاشیه مزارع میگذراند و در پاییز با سبز شدن محصول به گندم و جو مهاجرت میکند. نسبت به سایر شتههای غلات مقاومتر به سرماست و حتی در دمای 5 درجه سلسیوس قادر به تولید مثل است. در پاییز و زمستان، زمانی که دما بالاتر از صفر و بارندگی کم باشد، جمعیت افزایش یافته و طغیان میکند. کاهش رطوبت نسبی و افزایش دما نیز موجب افزایش جمعیت میشود.
ویژگیهای زیستی و باروری
در شرایط آزمایشگاهی، میانگین طول دورههای زندگی به این صورت ثبت شده است:
- رشد پورگی: 17.5 روز
- قبل از تولید مثل: 1.63 روز
- تولید مثل: 42.77 روز
- بعد از تولید مثل: 1 روز
- طول عمر: 63 روز
- میانگین باروری: 72.12 پوره
در شرایط مزرعه (اوایل بهار):
- رشد پورگی: 19.71 روز
- قبل از تولید مثل: 2.43 روز
- تولید مثل: 49 روز
- بعد از تولید مثل: 16.43 روز
- طول عمر: 87.43 روز
- میانگین باروری: 76.86 پوره
حداکثر پورهزایی روزانه این شته 4 عدد و باروری کل تا 70 عدد گزارش شده است. افراد بالدار در شرایط کرج از دهه سوم فروردین در مزرعه مستقر شده و با پایان فصل زراعی به علفهای هرز مهاجرت میکنند. نرخ ذاتی رشد جمعیت برابر با 0.188 ماده/روز در دمای 19 ± 1 درجه سلسیوس بوده و بیشترین میزان باروری در دمای 15 تا 20 درجه سلسیوس به دست آمده است.

شته برگ ذرت (Rhopalosiphum maidis Fitch)
شکلشناسی
رنگ بدن سبز مایل به خاکستری تا قهوهای است. پیشانی، پاها، دم و کورنیکولها قهوهای هستند. بندهای اول، دوم، پنجم و ششم شاخک قهوهای روشن تا تیره و بندهای سوم و چهارم بیرنگاند. بدن دوکیشکل بوده و طول آن تقریباً دو برابر عرض میانی است.
ویژگیهای مورفولوژیک
- طول بدن: 1.9–2.45 میلیمتر
- طول شاخک: 0.32–0.41 برابر طول بدن
- بند آخر خرطوم: برابر یا کمی کوتاهتر از بند دوم پنجه پای عقبی
- کورنیکولها: تیره، کوتاه، با طول 0.13 میلیمتر و 2–2.5 برابر عرض پایه
- زایده انتهایی بند آخر شاخک: 1.78–2.6 برابر طول پایه
- دم انگشتی: 0.6–0.8 برابر طول کورنیکول
- افراد بالدار: طول بدن 1.4–1.9 میلیمتر، طول شاخک 0.50–0.67 برابر طول بدن
- تعداد ریناریاهای ثانوی: بند سوم شاخک 10–19 عدد، بند چهارم 0–4 عدد
خسارت
شته برگ ذرت ابتدا روی ذرت مستقر میشود و میزبانهای ثانویه آن شامل جو، گندم، سورگوم، برنج، ارزن، نیشکر، توتون، سیبزمینی و سایر گیاهان خانواده Poaceae هستند. برخلاف شته معمولی گندم و شته روسی گندم، بزاق این شته نسبت به گیاه سمی نیست، اما از تمام قسمتهای گیاه بهویژه خوشهها تغذیه میکند.
- زردی، پژمردگی و خشک شدن برگها
- ترشح عسلک و رشد قارچهای دودهزا که موجب سیاه شدن بوتهها میشود
این شته ناقل ویروسهای مهمی است:
- ویروس کوتولگی زرد جو
- ویروس موزائیک کوتولگی ذرت
- ویروس موزائیک نیشکر
سطح زیان اقتصادی
- در گندم: 7.2–7.6 شته در هر ساقه
- در جو (هندوستان): 15.8٪ خسارت
- در ذرت (رومانی): 20–25٪ خسارت
- در ایران: یکی از آفات اصلی سورگوم جارویی، با سابقه سمپاشیهای مکرر
پراکنش
شته برگ ذرت پراکنش جهانی دارد و در تمام نقاط ایران گزارش شده است. این گونه عمدتاً روی غلات فعالیت دارد و بیشترین تراکم آن روی جو مشاهده شده است. در بسیاری از مناطق کشور، جمعیتهای خسارتزای آن همراه با شته روسی گندم و سایر شتههای غلات دیده شدهاند.
زیستشناسی
تمام جمعیت این شته را مادهها تشکیل میدهند که بدون جفتگیری تولید مثل میکنند. فرم جنسی وجود دارد، اما در ایران جمعآوری نشده است. نرها فقط در مناطق سردسیر و در پایان فصل دیده میشوند و زمستانگذرانی بهصورت تخم انجام میشود. در مناطق گرمسیر، تخمگذاری مشاهده نشده است.
دمای مناسب برای رشد جمعیت این شته 30 درجه سلسیوس است. در این دما، نرخ تولد روی بوتههای جوان ذرت بیشتر از سایر میزبانهاست. هر شته روی برگهای جوان حدود 37 عدد پوره تولید میکند. در منطقه هاوایی آمریکا، سالانه تا 50 نسل از این شته گزارش شده است.
ویژگیهای زیستی
- تعداد سن پورگی: چهار سن
- آستانه دمایی رشد: 10 تا 35 درجه سلسیوس
- طول دوره پورگی در دماهای مختلف:
- 15°C → 16 روز
- 20°C → 9 روز
- 25°C → 7 روز
- 30°C → 5 روز
- طول عمر در دمای 15 و 35 درجه: 17 و 11 روز
- تولید روزانه پوره: 4 عدد
- طول دوره پورهزایی: 12 روز
- طول دوره پس از پورهزایی: نامشخص
- تولید پوره در ماده بیبال: 68 عدد
- تولید پوره در ماده بالدار: 49 عدد
- بیشترین فعالیت: در دمای 17–27 درجه سلسیوس
روشهای کنترل شتههای غلات
پیشآگاهی و ردیابی
در ایران اطلاعات دقیقی در رابطه با پیشآگاهی شتههای غلات وجود ندارد. در کشورهای اروپایی و آمریکا از ابزارهایی مانند:
- اطلاعات هواشناسی
- سینیهای زرد پر از آب
- تلههای مکنده
برای تشخیص زمان مهاجرت و شروع فعالیت شتهها استفاده میشود. زمان مهاجرت در پاییز و بهار از نظر خسارت ویروس کوتولگی زرد جو بسیار مهم است.
نمونهبرداری و سطح زیان اقتصادی
برای تعیین تراکم جمعیت شتهها در مزارع، شمارش تعداد شته در واحد نمونهبرداری (یک ساقه) ضروری است. مدلهای نمونهبرداری دنبالهای و بینومیال با سطح دقت D = 0.25 برای شتههای مختلف در منطقه ورامین ارائه شدهاند.
آستانههای زیان اقتصادی
- شته برگ برنج: 20–30 شته در مرحله گلدهی
- شته یولاف گندم: 25 شته در گلدهی، 30 شته در برگ پرچم
- شته روسی گندم:
- مرحله دوبرگی: 5 شته در هر ساقه
- پایان پنجهزنی و گره اول: 10 شته
- ساقهدهی: 20 شته
- خوشهدهی به بعد: 30 شته
کنترل بیولوژیک
دشمنان طبیعی
شامل شکارگرها، پارازیتوئیدها و قارچهای بیماریزا هستند. مهمترین گروهها:
- کفشدوزکها (جنسهای Adalia, Hippodamia, Scymnus, Coccinella)
- بالتوریها (Chrysoperla carnea, Chrysopa formosa)
- مگسهای Syrphidae (Episyrphus balteatus, Syrphus ribesii, Eupeodes corollae, …)
- زنبورهای پارازیتوئید (خانوادههای Aphidiinae و Aphelinidae)
نکات کلیدی
- لارو سیرفیدهها کلنیهای شته را ریشهکن میکنند
- کفشدوزکها باعث پراکندگی شتهها میشوند
- استفاده از دشمنان طبیعی در برنامه IPM موفق بوده و در برخی کشورها جایگزین کنترل شیمیایی شدهاند
کنترل زراعی
- حذف علفهای هرز خانواده Poaceae برای کاهش زمستانگذرانی
- کاشت بهموقع و اجتناب از کشت کرپه
- مصرف محدود کودهای نیتروژن (اوره، سولفات آمونیوم) برای جلوگیری از افزایش باروری شتهها
کنترل شیمیایی
اصول
- آلودگی شتهها از حاشیه مزارع شروع میشود → سمپاشی نواری در حاشیهها
- کاهش مصرف سموم تا 80٪
- استفاده از حشرهکشهای با مکانیسم متفاوت برای جلوگیری از مقاومت
- زمان مناسب: مرحله 3 برگی تا 7 روز پس از مشاهده شتهها
- حفظ دشمنان طبیعی با حشرهکشهای انتخابی (مثل پیمتروزین) و گرانولها
دوزهای توصیهشده
| آفتکش | دوز مصرفی |
|---|---|
| اکسیدمتون متیل 25% EC | 1.5 لیتر/هکتار |
| دیمتوات 40% EC | 1.5 لیتر/هکتار |
| پریمیکارب 50% WP | 0.5–1 کیلوگرم/هکتار |
| مالاتیون 75% EC | 2.5 لیتر/هکتار |
| ایمیداکلوپراید 5% SC | 0.25 لیتر/هکتار |
| پیمتروزین 25% WP | 1 کیلوگرم/هکتار |
| مطالعه مقاله: روش تشخیص گندم از جو در مزرعه | |
جایگزینهای گیاهی و صابونها
- استفاده از صابونهای حشرهکش
- عصارههای گیاهی بهعنوان جایگزین بالقوه سموم شیمیایی
- نمونه آزمایششده: ترکیب عصاره فلفل تند (Capsicum sp.) با عصاره Strychnos nux-vomica به نسبت 8:2 → طی 7 روز کنترل 70.6٪ شته ذرت
نکات تکمیلی
- برای جلوگیری از آلودگی بوتهها به ویروس کوتولگی زرد جو، یک بار سمپاشی در مرحله 3 برگی تا 7 روز پس از مشاهده اولین شتهها توصیه میشود.
- برای حفظ زنبورهای پارازیتوئید، بهتر است سمپاشی زمانی انجام شود که بیشتر جمعیت آنها در مرحله شفیرگی باشند.
- استفاده از گرانولها (مانند Thiofanox و کاربوفوران) و امولسیونهای دیمتوات و پریمیکارب در برخی مزارع برای کنترل شته برگ ذرت و شته سبز یولاف–گندم موفق بوده است.
- گرانولها بر خلاف امولسیونها، تعداد پارازیتوئیدها، کفشدوزکها و بالتوریها را بهطور معنیدار کاهش ندادهاند و قابل توصیه هستند.

سوسک سیاه گندم (Zabrus tenebrioides Goeze)
شکلشناسی
سوسک سیاه گندم حشرهای با طول بدن 12 تا 15 میلیمتر و عرض 6 میلیمتر است. سطح پشتی آن سیاه براق و سطح شکمی قهوهای تیره میباشد. شاخکها 11 بندی و نخی به رنگ قهوهای مایل به قرمز هستند. پشت سینه اول عریض، محدب و بزرگ و سیاه است و سر تقریباً به شکل مربع مستطیل دیده میشود که طرفین آن در بالا کمی منحنی میشوند. در انتهای ساق پاهای جلو در سمت داخل دو خار بلند مشخص وجود دارد. ساق و پنجه پا قهوهای مایل به قرمز و بالپوشها دارای خطوط موازی هستند.
لارو
- فرم: کامپودیفرم
- رنگ بدن: سفید مایل به زرد
- سر و قفسه سینه: خرمایی
- لکههای قهوهای: روی حلقه سوم سینه و حلقههای اول تا هشتم شکم
- طول لارو پس از رشد کامل: 30-35 میلیمتر
- شفیره: آزاد و سفیدرنگ

خسارت
این آفت علاوه بر جو به گندم، چاودار و علفهای هرز خانواده Poaceae نیز خسارت وارد میکند. بیشترین خسارت مربوط به لاروهاست که در پاییز با سبز شدن مزارع گندم به جوانهها حمله کرده و حتی دانههای گندم قبل از سبز شدن را مورد تغذیه قرار میدهند.
- تغذیه لاروها از جوانه و برگهای جوان غلات سبب خشک شدن برگها میشود.
- خسارت به صورت لکهای در مزرعه دیده میشود.
- لاروها شبفعال هستند و معمولاً در کنار بوتهها سوراخهایی در خاک ایجاد کرده و برگها را به داخل کشیده و تغذیه میکنند.
- تراکم لاروها میتواند بین 20 تا 30 عدد در هر بوته باشد و در برخی مناطق تراکم لاروها به 50 تا 100 عدد در هر متر مربع میرسد.
- خسارت شدید در برخی سالها تا 70٪ محصول را از بین برده است.
- حشرات کامل از اوایل تا اواخر خرداد از شفیره خارج شده و روی سنبلهها از دانههای خمیری تغذیه میکنند.
- این حشرات قادرند اوایل تابستان از دانههای سفتشده غلات نیز تغذیه کنند، اما خسارت آنها چندان قابل توجه نیست.
پراکنش
سوسک سیاه گندم در بیشتر مناطق کشور پراکنده است.
زیستشناسی
- زمستانگذرانی: به صورت لارو زیر خاک
- توقف فعالیت در زمستان، فرو رفتن به اعماق خاک
- شروع فعالیت در بهار با گرم شدن هوا
- علامت فعالیت: ایجاد گودال کنار بوتهها
- فعالیت شبانه، استراحت روزانه در گودال
- مراحل لاروی: سه مرحله
- تبدیل به شفیره: در لانه گِلی از اوایل تا اواسط خرداد
- خروج حشرات کامل: اواخر بهار یا اوایل تابستان
- محل استراحت روزانه: زیر کلوخهها و علفهای هرز
- تغذیه شبانه: از برگهای Poaceae و دانههای نرم گندم
- تخمگذاری: دستههای 12 عددی، تا 100 عدد در خاک
- زمان تفریخ: حدود 3 هفته
- رنگ لاروهای جوان: زرد
- تعداد نسل: یک نسل در سال
- شرایط مساعد: مزارع بدون تناوب، کشت متوالی گندم و جو
پیشآگاهی و ردیابی
- قبل از کاشت، انتخاب تصادفی 5 نقطه از مزرعه
- ابعاد نمونهبرداری: طول 60، عرض 30، عمق 15 سانتیمتر
- شمارش لاروها: قرار دادن در پلاستیک سیاه
- ردیابی حشرات کامل: تله پیتفال با محلول آبنمک، قطر و عمق 10 سانتیمتر
سطح زیان اقتصادی
وجود دو لارو یا بیشتر در هر 30 سانتیمتر مکعب خاک قبل از کاشت نشاندهنده احتمال خسارت است.
روشهای کنترل
زراعی
- تناوب با گیاهان غیر میزبان مانند عدس یا کلزا
- رعایت آیش
- جمعآوری کاه و کلش و بقایای محصول
- شخم و دیسک پس از برداشت
شیمیایی
- در صورت مشاهده بیش از دو لارو در متر مربع
- استفاده از گرانول دیازینون 5% به میزان 30–40 کیلوگرم در هکتار
دشمنان طبیعی
- مورچهها: شکارگر تخم و لاروهای ریز
- سوسکهای خانواده Carabidae: شکارگر لاروهای درشت و شفیرهها
- پرندگان (کلاغ و سایر): تغذیه از لاروها و سوسکهای باقیمانده هنگام شخم خاک

سوسک برگخوار غلات (Lema melanopa L)
شکلشناسی
حشره کامل سوسکی کوچک با بدن دراز و باریک به طول ۴ تا ۵ میلیمتر است. سر سیاه براق مایل به آبی و شاخکها ۱۱ بندی با چهار بند اول نسبتاً کوتاه هستند. رنگ پیشگرده نارنجی تا قرمز و بالپوشها آبی فلزی براق با ۱۰ خط طولی موازی روی هر بالپوش میباشند. پاها بهجز ساق و پنجه زرد مایل به قرمز هستند.
- تخمها: استوانهای، حدود ۱ میلیمتر، دو سر گرد، زردرنگ
- لاروها: قهوهای مایل به سیاه با دو نقطه خاکستری در سطح پشتی هر بند سینه و یک نوار سفید مایل به زرد در طرفین سر
- سطح پشتی بدن لارو: محدب
- سطح شکمی: تا حدودی مسطح
- بدن لارو: پوشیده از مواد لزج چسبناک که رنگ اصلی بدن را پنهان میکند
خسارت
- حشرات کامل و لاروها برگخوارند، اما خسارت اصلی مربوط به لاروهاست.
- تغذیه در امتداد رگبرگهای اصلی بدون سوراخ کردن برگ، ایجاد نوارهای سفید طولی.
- تغذیه از اپیدرم و پارانشیم سطح رویی برگهای گندم و جو → کاهش کلروفیل و فتوسنتز.
- تغذیه تا گلدهی و ظهور سنبله ادامه دارد.
- در حمله شدید، بوتهها قبل از خوشهبستن زرد و خشک میشوند.
- میزبانها: گندم، جو، چاودار، یولاف، ذرت، ارزن، وحشیگیسک، اویارسلام.
- گیاهان با برگهای پرزدار کمتر خسارت میبینند.
- در طغیان ممکن است تا یکسوم محصول از بین برود.
پراکنش
این حشره تقریباً در تمام مزارع غلات ایران انتشار دارد و به غلات پاییزه و تابستانه خسارت میزند.
زیستشناسی
- زمستانگذرانی: به صورت حشره کامل در خاک سطحی، بقایای گیاهی، شکاف تنه درختان و زیر پوستکها.
- اوایل بهار: شروع فعالیت و مهاجرت به مزارع غلات.
- پس از تغذیه: جفتگیری و تخمگذاری انفرادی یا دوتایی روی برگ یا بخشهای پایین بوته.
- طول دوره رشد لاروی: کوتاه، در دمای ۱۸ درجه سلسیوس حدود ۱۰ روز.
- لارو با پوشش سیاه و لزج چسبناک وارد مرحله پیششفیرگی میشود.
- پیششفیرگی: تشکیل پیله اسفنجی از ذرات خاک و ترشحات سفید در عمق ۲٫۵ تا ۳ سانتیمتر خاک.
- خروج حشرات کامل: پس از ۳–۴ هفته از شفیره.
- رفتار پس از خروج: تغذیه کوتاهمدت، ذخیرهسازی، مهاجرت به پناهگاههای زمستانی بدون تخمگذاری.
- تعداد نسل: یک نسل در سال.
- حدود ۱۰٪ از حشرات کامل نسل جدید در اواخر خرداد جفتگیری و تخمگذاری میکنند، اما لاروهای حاصل با خشک شدن بوتهها از بین میروند.
پیشآگاهی و ردیابی
- در ایران تحقیق مستقیمی روی جو انجام نشده.
- در مدلهای روز-درجه: اوج تخمریزی در ۱۸۲ روز-درجه، اوج فعالیت لاروها ۱۷٫۵ روز بعد.
- ردیابی حشرات کامل: استفاده از تور حشرهگیری. جمعآوری ۲–۵ حشره کامل در ۱۰ بار تورزنی → جمعیت پایین. بیش از ۱۰ حشره کامل در ۱۰ بار تورزنی → نیاز به بررسی جمعیت لاروها.
- ردیابی لاروها: هر هفته انتخاب تصادفی ۱۰ منطقه از مزرعه. در هر منطقه بازدید از ۱۰ ساقه یا بوته و ثبت مراحل زیستی آفت و رشد گیاه.
- روش قدمزنی زیگزاگ: بازدید تصادفی از ۵–۱۰ نقطه، در هر نقطه ۱۰ بوته.
سطح زیان اقتصادی
آستانه مبارزه: ۳ تخم یا لارو در هر بوته در مرحله ابتدایی ساقهدهی، یا یک لارو روی هر برگ پرچم.
کنترل سوسک برگخوار غلات
زراعی
- رعایت تناوب زراعی.
- مدیریت بقایای گیاهی و شخم مناسب.
شیمیایی
- در صورت طغیان: استفاده از حشرهکشهایی مانند مالاتیون یا تری کلروفن (دیپترکس) به نسبت ۱ در هزار.

سوسکهای قهوهای گندم (Anisoplia spp)
معرفی
سوسکهای قهوهای گندم از جنس Anisoplia و خانواده Scarabaeidae هستند. تاکنون هشت گونه از این سوسکها در ایران شناسایی شدهاند، اما دو گونه Anisoplia austriaca و Anisoplia leucaspis بیشترین خسارت را به مزارع گندم و جو وارد میکنند.
شکلشناسی
در گونه A. austriaca لکهای مستطیلی سیاهرنگ در جلوی بالپوشها دیده میشود، در حالی که گونه A. leucaspis فاقد این لکه است. حشره کامل A. leucaspis قهوهای مایل به سیاه بوده، طول بدن آن ۱۰ تا ۱۴ میلیمتر است و سطح بدن با کرکهای زرد پوشیده شده است. در مقابل، A. austriaca بزرگتر بوده و طول بدن آن حدود ۱۵ میلیمتر است. رنگ عمومی بدن این گونه قهوهای روشن تا تیره است و بالپوشها معمولاً دارای لکه مربع مستطیلی سیاه هستند. شکم و پاها نیز پوشیده از کرکاند. تخمها سفید و تقریباً گرد با قطر حدود ۲ میلیمتر هستند. لاروها از نوع اسکارابیفرم، به رنگ شیری با سر و پاهای قهوهای متمایل به زرد و طول ۲۰ تا ۲۵ میلیمتر دیده میشوند. شفیره به رنگ قهوهای مایل به زرد و طول آن ۱۵ تا ۱۷ میلیمتر است.
خسارت
حشرات کامل در مرحله خمیری خوشهها تغذیه میکنند و این تغذیه باعث پوک شدن دانهها و کاهش محصول میشود. هر سوسک در طول زندگی خود حدود ۷ تا ۸ گرم دانه مصرف کرده و به طور متوسط نزدیک به ۱۰ خوشه غلات را نابود میکند. با این حال، خسارت اصلی مربوط به لاروهاست. آنها به دانههای تازه جوانهزده حمله کرده و با قطع ریشه و طوقه، بوته را از بین میبرند. لاروهای جوان در سال اول بیشتر از هوموس خاک و ریشههای کوچک گیاهان مختلف تغذیه میکنند، در حالی که لاروهای مسنتر در سال دوم زندگی غالباً از ریشه غلات و چغندر قند استفاده میکنند.
پراکنش
این سوسکها تقریباً در سراسر کشور انتشار دارند و به گندم، جو و علفهای هرز تیره Poaceae، بهویژه Agropyron squarrosum خسارت وارد میکنند.
زیستشناسی
سوسکهای قهوهای زمستان را به صورت لارو یکساله یا دوساله در خاک میگذرانند. لاروهای یکساله معمولاً در عمق ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و لاروهای دوساله در عمق ۵ تا ۸ سانتیمتر زمستانگذرانی میکنند. در بهار، لاروهای دوساله تبدیل به شفیره شده و حشرات کامل از اوایل خرداد ظاهر میشوند. طول عمر حشرات کامل ۴۰ تا ۴۵ روز است و در روزهای آفتابی و گرم از خوشههای گندم تغذیه میکنند. حشرات کامل پس از تغذیه از دانهها، حدود ۲۰ تا ۵۰ تخم در عمق ۸ تا ۲۰ سانتیمتر خاک قرار میدهند. تخمها پس از حدود یک ماه تفریخ میشوند. لاروها ابتدا از مواد پوسیده و ریشه علفهای هرز تغذیه کرده و سپس در پاییز از جوانه و طوقه گندم و جو استفاده میکنند. طول دوره رشد لاروی ۲۰ تا ۲۲ ماه است و چرخه زندگی کامل این آفت حدود دو سال طول میکشد.
پیشآگاهی و ردیابی
تحقیقات مستقیمی در ایران روی جو انجام نشده است، اما پایش جمعیت با بررسی میدانی و ردیابی لاروها و حشرات کامل توصیه میشود.
روشهای کنترل سوسک قهوه ای گندم
زراعی
- تناوب زراعی با نخود، عدس و چغندر قند باعث کاهش خسارت میشود.
- شخم عمیق در پاییز و بهار جمعیت لاروها را کاهش میدهد.
- شخم پس از برداشت محصول موجب میشود لاروها به سطح خاک آمده و توسط پرندگان شکار شوند.
- کاشت ارقام زودرس و برداشت زودهنگام شدت خسارت را کاهش میدهد.
شیمیایی
- کنترل شیمیایی علیه حشرات کامل نیز مؤثر است.
- در صورت شدت خسارت: استفاده از گرانول دیازینون به میزان ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم در هکتار همراه با شخم عمیق پس از برداشت محصول توصیه میشود.

تریپس گندم (Haplothrips tritici Kurdjumov)
شکلشناسی
طول بدن این حشره حدود ۲ میلیمتر است و رنگ عمومی بدن آن قهوهای تیره میباشد. ساق و پنجه پاها به رنگ قهوهای روشن دیده میشوند. طول سر کمی بیش از عرض آن بوده و در قسمت جلو مختصری باریک میشود. شاخکها ۸ بندی هستند و عرض پشت سینه اول کمی بیشتر از طول آن است. بالها پرمانند بوده و حاشیه آنها ریشکدار است. پنجهها ۱–۲ بندی و فاقد ناخن هستند. پورهها به رنگ قرمز و تخمها سفید، لوبیاییشکل و به قطر حدود ۰٫۴ میلیمتر هستند.
خسارت
پورهها و حشرات کامل تریپس گندم با مکیدن شیره برگها، گلها و خوشهها موجب آسیب به گیاه میشوند. در محل تغذیه این آفت روی برگها لکههای نقرهای یا زرد روشن ایجاد میگردد. تریپس بیشتر در لابلای غلاف برگ، محل اتصال برگ به ساقه و در میان خوشهها مشاهده میشود. پس از تشکیل خوشه، جمعیت آفت افزایش یافته و با تغذیه از دانههای نرم موجب چروکیدگی و توقف رشد آنها میشود.
علائم خسارت روی برگها شامل پیچش و لکههای نقرهای است. تغذیه تریپس همچنین باعث کوتاه ماندن و کج شدن سنبلهها میشود و نوک خوشه یا بخشی از آن سفید میگردد که تا حدودی شبیه علائم سرمازدگی است. این آفت با کاهش وزن دانهها، افت محصول را به همراه دارد و در موارد شدید، کاهش عملکرد تا ۲۰ درصد نیز گزارش شده است.
- حد آستانه خسارت: ۱۰ پوره در هر خوشه
- کاهش وزن محصول در گندم آبی: ۰٫۸٪
- کاهش وزن محصول در گندم دیم: تا ۱٪
- سطح سمپاشی در سال زراعی ۱۳۷۸–۷۹: حدود ۵۰۰ هکتار از مزارع غلات کشور
جمعیت این آفت معمولاً در مزارع آبی بیشتر از مزارع دیم است و با افزایش تراکم گیاه، شدت خسارت نیز بیشتر میشود.
پراکنش
تریپس گندم در اکثر مناطق کشور انتشار دارد. میزبانهای اصلی آن شامل گندم، جو، چاودار، یولاف و برخی از علفهای هرز خانواده Poaceae هستند.
زیستشناسی
زمستانگذرانی این آفت به صورت حشره کامل زیر برگهای ریختهشده، علفهای هرز یا کلش غلات انجام میشود. همچنین بررسیها نشان دادهاند که تریپس گندم میتواند به صورت پورههای سن ۲ درون خاک و لابلای کاه و کلش باقی بماند. حشرات کامل تخمهای خود را به صورت انفرادی یا دستههای چندتایی در بافت برگ، خوشه یا روی ساقه قرار میدهند.
- دوره تخمریزی: ۲۵ تا ۳۰ روز
- طول دوره رشد جنینی: ۴ تا ۶ روز
- طول دوره زندگی از تخم تا حشره کامل: ۳۰ تا ۴۰ روز
- تعداد نسل در سال: یک نسل
پیشآگاهی و ردیابی
تا کنون تحقیق مستقیمی در رابطه با پیشآگاهی و ردیابی تریپس گندم در مزارع جو کشور انجام نشده است.
روشهای کنترل تریپس گندم
زراعی
- شخم عمیق زمستانه تا ۹۰٪ از تریپسهایی را که در خاک و مزرعه زمستانگذرانی میکنند از بین میبرد.
- تناوب زراعی با گیاهان غیرمیزبان از روشهای مناسب کنترل این آفت است.
شیمیایی
با توجه به اینکه ظهور حشرات کامل و پورههای تریپس گندم همزمان با برنامه کنترل سن گندم است، سمپاشی علیه سن گندم در کاهش جمعیت تریپس نیز مؤثر خواهد بود. در مناطقی که مبارزه با سن گندم انجام نمیشود، میتوان از حشرهکشهای توصیهشده مانند دلتامترین استفاده کرد.

زنبور ساقهخوار غلات (Cephus pygmaeus.L)
شکلشناسی
طول بدن حشره کامل زنبور ساقهخوار غلات بین ۱۰ تا ۱۲ میلیمتر است. رنگ عمومی بدن سیاه براق بوده و لبه ران، ساق و پنجهها به رنگ زرد دیده میشوند. سر حشره بزرگ و عریضتر از سینه است. قطعات دهان زرد رنگ و شاخکها سیاه، بلند و شامل ۲۰ بند هستند.
شکم زنبور به رنگ سیاه است و حلقههای سوم و پنجم آن در قسمت عقب دارای نوارهای عرضی زرد رنگ میباشند. حلقههای اول، چهارم، هفتم و هشتم کاملاً سیاه هستند. حلقه دوم دارای دو لکه کوچک زرد رنگ و حلقه ششم دارای لکههای روشن بزرگتری است. تخمریز ماده در انتهای شکم قرار دارد.
لارو این زنبور به شکل ورمیفرم، کمی خمیده و سفید است. سر آن گرد و زرد رنگ بوده و در رشد کامل بین ۱۰ تا ۱۴ میلیمتر طول دارد. هر یک از قطعات سینه و ۹ حلقه اول شکم با یک شیار عرضی به دو قسمت تقسیم میشوند.
خسارت
خسارت زنبور ساقهخوار ابتدا در مزارع گندم و جو استان تهران، بهویژه منطقه ورامین مشاهده شد و امروزه در اکثر مناطق کشور پراکنده است. این آفت علاوه بر گندم و جو، به چاودار نیز حمله میکند و از آفات درجه دوم غلات محسوب میشود.
لاروها پس از خروج از تخم وارد ساقه شده و بافت داخلی آن را از بالا به پایین تغذیه میکنند. این تغذیه باعث اختلال در انتقال شیره گیاهی، خشک شدن ساقه و خوشه، و پوکی یا سبک شدن دانهها میشود. در موارد شدید، خوشهها سفید و صاف ایستاده و بوتهها با وزش باد دچار ورس میشوند.
- کاهش وزن دانهها در ساقههای آلوده: تا ۱۵٪
- کاهش وزن دانهها در منطقه ورامین: ۱۰٪ تا ۲۵٪
- میزان آلودگی مزارع به لارو: ۵٪ تا ۲۰٪
- اختلاف وزن گیاهان آلوده و سالم: حدود ۱۴٪
پراکنش
این آفت در حال حاضر در تمام مناطق کشور مشاهده میشود و بهویژه در مزارع گندم، جو و چاودار فعالیت دارد.
زیستشناسی
زمستانگذرانی زنبور ساقهخوار به صورت لارو در پیلهای نازک در قاعده ساقه، کمی پایینتر از سطح خاک انجام میشود. این آفت فقط یک نسل در سال دارد. در اواخر اسفند یا اوایل فروردین، در صورت وجود رطوبت مناسب، لاروها تبدیل به شفیره شده و حشرات کامل از اواخر فروردین ظاهر میشوند. اوج جمعیت در اردیبهشت ماه است.
حشرات کامل پس از تغذیه از شهد گلهای مک و خردل وحشی، جفتگیری کرده و مادهها تخمهای خود را بهصورت انفرادی در داخل ساقه گندم، زیر خوشه قرار میدهند. تخمگذاری فقط در بوتههایی انجام میشود که خوشه دادهاند، بنابراین مزارع زودکاشت و ارقام زودرس بیشتر در معرض حمله هستند.
- طول عمر حشره کامل: حدود ۴۳ روز
- تعداد تخمگذاری ماده: حدود ۵۰ عدد
- زمان تفریخ تخمها: ۱۰ تا ۱۵ روز
- دوره لاروی: ۲۰ تا ۲۵ روز
- مدت دیاپوز لارو در پیله: ۹ تا ۱۰ ماه
در صورت نامساعد بودن شرایط رطوبتی در بهار، لاروها یک سال دیگر در حالت دیاپوز باقی میمانند و چرخه آفت دو ساله میشود. بنابراین، رطوبت نقش کلیدی در شدت خسارت این آفت دارد.
پیشآگاهی و ردیابی
تا کنون تحقیق مستقیمی در زمینه پیشآگاهی و ردیابی زنبور ساقهخوار غلات در مزارع جو کشور انجام نشده است.
روشهای کنترل
زیستی
زنبور پارازیتوئید Elachertus proteoteratis از دشمنان طبیعی این آفت است که حدود ۲۳٪ از لاروها را پارازیته کرده و در کاهش جمعیت مؤثر است.
زراعی
- شخم با عمق ۲۰ سانتیمتر پس از برداشت محصول
- برداشت سریع گندم
- تناوب زراعی آیش و عدم کشت گندم و جو به مدت دو سال
- کفبر کردن گیاهان آلوده در مزرعه
- کشت ارقام دیررس یا تغییر تاریخ کشت برای کاهش خسارت
مقاومت نسبی و تغذیه
ارقام گندم آزادی و جو والفجر نسبت به این آفت تا حدودی مقاوماند و کشت آنها در مناطق آلوده توصیه میشود. استفاده کافی از کود پتاسیم موجب تقویت گیاه، افزایش ایستادگی ساقه و کاهش خسارت میشود.
شیمیایی
سمپاشی علیه سن مادر گندم که بین آفات جو مهم ترین محسوب میگردد میتواند تراکم حشرات کامل زنبور ساقهخوار را کاهش دهد، اما سمپاشی علیه پورههای سن در کاهش جمعیت این آفت مؤثر نیست، زیرا در این زمان لاروها درون ساقه فعالیت دارند.