علف های هرز نخود ؛ راهکارهای کنترل و مدیریت

مقدمه مقاله علف های هرز نخود ؛ راهکارهای کنترل و مدیریت
علف های هرز یکی از مهمترین موانع بهرهوری محصولات کشاورزی هستند. در کشت نخود نیز همانند سایر محصولات زراعی، حضور و تداخل علف های هرز میتواند بهطور مستقیم و غیرمستقیم کیفیت و کمیت محصول را کاهش دهد. بررسیها نشان داده است که تداخل علف های هرز نخود قادر است بهرهوری نخود را تا بیش از ۸۵ درصد کاهش دهد و عملکرد و سود مالی را نیز به میزان قابل توجهی پایین بیاورد.
با این حال، علف های هرز در تمام مراحل رشد نخود به یک اندازه تأثیرگذار نیستند. در برخی دورهها، گیاه نخود میتواند حضور علف های هرز را بدون کاهش محسوس در بهرهوری تحمل کند. در ایران نیز خسارت ناشی از علفهای هرز در مناطق مختلفی مانند تبریز، کرمانشاه و آذربایجان غربی گزارش شده است که نشاندهنده اهمیت کنترل علف های هرز نخود در شرایط اقلیمی متفاوت است. تراکم بالای علف های هرز میتواند رشد نخود و در نتیجه عملکرد آن را بسته به مدت زمان تداخل کاهش دهد.
- دوره قبل از تداخل: گیاه زراعی و علف های هرز همزیست هستند و خسارتی وارد نمیشود.
- دوره پیشگیری از تداخل: از زمان ظهور گیاه تا مرحلهای که باید علف های هرز کنترل شوند تا محصول به پتانسیل بهرهدهی برسد.
- دوره بحرانی تداخل: فاصله بین دو دوره قبلی که در آن مدیریت علف های هرز نخود اهمیت ویژهای دارد.
شناخت این دورهها میتواند موجب بهینهسازی زمان کنترل علف های هرز نخود شود و در نتیجه مصرف علفکشها کاهش یابد. این امر بخشی از مدیریت تلفیقی علف های هرز نخود است که علاوه بر کاهش خسارت زراعی، از افت اقتصادی نیز جلوگیری میکند. حساسیت نخود به دخالت علف های هرز به دلیل رشد آهسته و سطح برگ محدود در مراحل اولیه استقرار بیشتر است. عملکرد پایین در کشت نخود را میتوان با استفاده از فناوریهای نوین تولید، تغذیه متعادل، مدیریت علف های هرز نخود و بهرهگیری از گونههای پر بازده کاهش داد.
فلور علف های هرز نخود
ساختار جوامع علفهای هرز شامل چرخه زندگی، تنوع گونهای، ترکیب، غالبیت و پایداری در برابر تغییرات محیطی و زمانی است. تغییرات در فلور علفهای ناخواسته نخود معمولاً ناشی از تناوبهای زراعی، مصرف کودهای شیمیایی، استفاده از علفکشها و عملیات خاکورزی است. این تغییرات میتواند موجب غالب شدن چند گونه خاص شود که توانایی سازگاری بیشتری با شرایط زراعی دارند.
علفکشها نقش مهمی در تغییر ساختار جمعیت علف های هرز دارند. برای مثال، کنترل برخی گونهها ممکن است موجب افزایش گونههای دیگر شود. همچنین ترکیب فلور علفهای رقابتی نخود تحت تأثیر تناوب محصول، تغییرات فصلی و شرایط محیطی مانند فرسایش خاک و تغییرات آبوهوایی قرار میگیرد.
نمونههای فلور علف های هرز نخود در ایران
- در کردستان: گونههایی مانند بیتیراخ، ماستونک و شمعدانی وحشی در فصلهای مختلف مشاهده میشوند.
- در لرستان: گلرنگ وحشی، جغجغک و پیچک صحرایی از گونههای غالب نخود پاییزه هستند.
- در کرمانشاه: پیچک صحرایی و شیرینبیان از مهمترین علف های هرز دائمی محسوب میشوند.
- در خرمآباد: بیش از ۷۰ گونه شناسایی شدهاند که بیتیراخ و ماشک گل خوشهای از گونههای غالب هستند.
- در شمال خراسان: سلمهتره، تاجریزی، تاجخروس و علف هفتبند از گونههای اصلی گزارش شدهاند.
- در کرج: گونههایی مانند تاجریزی، شور، پیچک صحرایی و علف هفتبند اهمیت دارند.
- در مزارع نخود پاییزه: علفهای باریکبرگ مانند جو زراعی، خونیواش و چچم مشاهده میشوند.
- علف های هرز انگل: گل جالیز و سس از مهمترین گونههای انگل در مزارع نخود هستند.

مدیریت علف های هرز
عملیات صحیح کنترل علف های هرز نیازمند شناخت کامل گیاه، خاک، سیستمهای مدیریت زراعی و سایر عوامل محیطی مرتبط است. راهحل مشکلات امروز در زمینه علف های هرز باید بر پایه اطلاعات علمی و اصول دقیق باشد. این راهحلها شامل موارد زیر هستند:
- شناخت کامل اهداف مدیریت علف های هرز
- تدوین برنامهای مرحلهبهمرحله برای بررسی مشکلات علف های هرز
- ارزیابی واقعی محدودیتها، امکانات و فناوریهای موجود برای کنترل علف های هرز
با گسترش روشهای شخم حداقل و بدون شخم، بهویژه در محصولاتی مانند نخود، و همچنین افزایش سطح مزارع و کاهش تنوع محصولات، استفاده از علفکشها برای مبارزه با علف های هرز روزبهروز بیشتر شده است. با این حال، کنترل شیمیایی علف های هرز تنها راهحل نیست و مصرف مداوم علفکشها میتواند مشکلاتی مانند بروز مقاومت ژنتیکی در علف های هرز نخود ایجاد کند. بنابراین لازم است در کنار سموم شیمیایی، روشهای دیگری نیز برای کنترل علفهای ناخواسته نخود به کار گرفته شود.
مدیریت پایدار علف های هرز نخود
برای دستیابی به مدیریت پایدار، استفاده از مجموعهای از روشهای کنترل شامل فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی ضروری است. در مدیریت تلفیقی علف های هرز نخود، الزام به استفاده همزمان و مداوم همه روشها وجود ندارد؛ بلکه بسته به شرایط، ترکیب مناسبی از این روشها باید انتخاب شود. مدیریت پایدار علف های هرز نخود در واقع تلفیقی از تغییرات بیولوژیکی، روشهای فیزیکی و استفاده محدود از علفکشهاست، تنها زمانی که مصرف آنها از نظر اقتصادی و زیستمحیطی توجیهپذیر باشد.
کنترل مکانیکی و شیمیایی
وجین دستی علفهای مزاحم نخود میتواند مؤثر باشد، اما به دلیل هزینههای بالا، اقتصادی نیست. ترکیب علفکشهای پیشرویشی و پسرویشی یکی از ابزارهای کارآمد برای کنترل طیف گستردهای از علف های هرز نخود است. استفاده همزمان از وجین دستی و علفکشها در بسیاری از موارد موجب کاهش تراکم علفهای مزاحم نخود ، افزایش عملکرد دانه و بهبود بازده اقتصادی میشود.
پیشگیری
پیشگیری سادهترین و کمهزینهترین روش مدیریت علف های هرز نخود است. عوامل مختلفی مانند باد، آبیاری، دام و انسان موجب پراکنش بذر علف های هرز میشوند. روشهای پیشگیرانه برای جلوگیری از شیوع علف های هرز نخود عبارتند از:
- استفاده از بذور گواهیشده و عاری از بذر علف های هرز
- استفاده از ادوات شخم، کاشت و برداشت پاکسازیشده برای جلوگیری از انتشار بذر علف های هرز
- جلوگیری از ورود علف های هرز به مزرعه پیش از کشت
- استفاده از کود پوسیده برای جلوگیری از ورود بذر علف های هرز همراه کودهای حیوانی
- پایش مستمر مزرعه برای شناسایی لکههای علف های هرز مهاجم یا مقاوم به علفکش
- استفاده از تیمار لکهای علفکش یا وجین دستی پیش از بذرنشینی علف های هرز برای کنترل لکههای کوچک
کنترل زراعی
به دلیل استقرار ضعیف گیاهچه نخود، سرعت رشد آهسته در مراحل اولیه چرخه زندگی و کوچک بودن برگها و اندازه بوته، توان رقابتی نخود با علف های هرز محدود است. این مسئله بهویژه در شرایط دیم موجب خسارت بالایی میشود، زیرا کارایی بیشتر مصرف آب توسط علف های هرز شدت خشکی را افزایش میدهد. بیشتر گونههای علف های هرز سریعتر از نخود رشد میکنند و در نتیجه رشد و میزان فتوسنتز نخود را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند.
تاریخ کاشت
در مناطق خشک و شرایط دیم که کشت نخود بر پایه رطوبت ذخیرهشده خاک انجام میشود، تاریخ کاشت اهمیت زیادی دارد. در مناطق سرد ایران معمولاً کشت نخود از اسفند تا اوایل فروردین انجام میشود. کاشت در اسفند موجب استفاده نخود از بارشهای بهاره و تأمین بخشی از نیاز آبی آن میشود. تاریخ کاشت مناسب میتواند بهعنوان ابزار مدیریتی مؤثر برای کاهش فشار علفهای مزاحم نخود عمل کند، زیرا زمان سبز شدن گیاهچه نخود و رویش گونههای مختلف علف های هرز را تحت تأثیر قرار میدهد.
فاصله ردیف و تراکم کاشت
تغییر فاصله بین ردیفها یکی از روشهای مدیریتی برای کنترل علف های هرز نخود است. کاهش فاصله ردیف موجب افزایش کارایی گیاه در استفاده از نور، سایهاندازی بیشتر بر علف های هرز، کاهش تبخیر از سطح خاک و در نهایت کاهش تراکم علفهای مزاحم و رقیب میشود. شاخص تعادل رقابتی نخود با زیستتوده بخش زیرزمینی و میزان بذر در مراحل اولیه رشد ارتباط مثبت دارد. بنابراین نیاز به ارقام نخود با توان رقابتی بالا در برابر علف های هرز وجود دارد.
ارقام محلی بیوینج، زنجان و فیلیپ در استان زنجان و رقم بهاره ILC482 در استان لرستان بهعنوان ارقام متحمل به علفهای هرز معرفی شدهاند. کاشت با تراکم بالا موجب بسته شدن سریعتر تاج پوششی و کاهش اثر علف های هرز بر عملکرد میشود. تراکم کمتر از ۱۰ بوته در متر مربع باعث کاهش ۵۰ درصدی عملکرد نخود میگردد. افزایش فاصله بین ردیفها موجب افزایش زیستتوده علفهای هرز و کاهش عملکرد نخود میشود، اما در شرایط عاری از علفهای هرز بیشترین عملکرد دانه با فاصله ردیف ۳۰ سانتیمتر مشاهده شده است. در شرایط وجود علف های هرز، فاصله ردیف ۴۵ سانتیمتر عملکرد بیشتری ایجاد میکند.
بررسیها نشان دادهاند که تراکم بیش از ۵۰ گیاه در هر متر مربع در نخود پاییزه صرفه اقتصادی ندارد و بهترین تراکم برای نخود در شرایط دیم ۵۰ گیاه در متر مربع است. همچنین تراکمهای ۴۸ و ۶۴ بوته در متر مربع در تاریخهای کاشت ۱ بهمن، ۲۰ بهمن و ۱۰ اسفند مناسب و قابل توصیه هستند.
نکات مدیریتی:
- رقابت نخود با علفهای هرز نیازمند انتخاب تاریخ کاشت مناسب است.
- در شرایط عاری از علفهای هرز، بیشترین عملکرد دانه و زیستتوده با فاصله ردیف ۳۰ سانتیمتر حاصل میشود.
- در شرایط وجود علف های هرز، فاصله ردیف ۴۵ سانتیمتر برای کنترل آنها با کولتیواتور بین خطوط توصیه میشود.
- تراکمهای گیاهی ۴۸ و ۶۴ بوته در متر مربع در تاریخهای کاشت زمستانی مناسب هستند.
کوددهی
در دسترس بودن مواد مغذی خاک بهویژه ازت، فسفر و پتاسیم از مهمترین عوامل مؤثر بر روابط رقابتی بین نخود و علفهای رقابتی نخود است. نخود بهعنوان یک گیاه لگوم ازت را از اتمسفر تأمین میکند، اما نسبت به سایر حبوبات دانهای در سطح پایینتری قرار دارد. محدودیت مواد مغذی یکی از عوامل محیطی اصلی است که موجب کاهش عملکرد نخود میشود.
علفهای مزاحم نخود مصرفکنندگان کودهای لوکس هستند و کاربرد کودهای شیمیایی در نخود باعث افزایش جمعیت آنها میشود. کودهای شیمیایی بیش از کودهای آلی موجب کاهش عملکرد نخود به دلیل تداخل علف های هرز میشوند. از طرفی کودهای دامی نیز باعث افزایش تراکم و وزن خشک علفهای رقابتی نخود در مزرعه میشوند. مقادیر بالای نیتروژن موجب افزایش جذب مواد مغذی توسط علف های هرز و در نتیجه افزایش وزن خشک آنها میگردد.
در بسیاری از مطالعات ذکر شده است که عملکرد دانه نخود با کوددهی افزایش نمییابد. بهطور کلی لگومها نیاز کمی به مکمل نیتروژن دارند، زیرا میتوانند توسط ریزوبیومهای ریشه نیتروژن مورد نیاز خود را تثبیت کنند. در این راستا، سیستم کشت مخلوط گندم–نخود باعث کاهش مصرف کود اوره و گامی به سمت تولید ارگانیک نخود خواهد بود.
نکات مدیریتی کوددهی:
- علفهای مزاحم نخود مصرفکنندگان اصلی کودهای لوکس هستند.
- کودهای شیمیایی بیش از کودهای آلی موجب کاهش عملکرد نخود میشوند.
- لگومها نیاز پایینی به مکمل نیتروژن دارند.
تناوب کشت (تنوع کشت)
تناوب زراعی موجب افزایش مقاومت سیستمهای کشاورزی در برابر تنشهای زنده میشود. تناوبهای متنوع با تقویت استحکام سیستمهای زراعی، توانایی آنها را در مقابله با تداخلات زیستمحیطی بالا برده و پایداری و بهرهوری محصولات را افزایش میدهند. تراکم بالای بذر علف های هرز در بانک بذر میتواند محصولات بعدی را تحت تأثیر قرار دهد.
سیستمهای تناوبی حاوی نخود در برابر تنشهای زیستمحیطی آسیبپذیر هستند، بنابراین بهینهسازی تولید نخود یک پیششرط اساسی برای تقویت کل سیستم تناوبی محسوب میشود. مقاومت گیاه زراعی در برابر تنش ناشی از علف های هرز و بیماریهای نخود اهمیت ویژهای دارد. خسارت ناشی از فقدان تناوب مناسب در نخود بین ۳۱ تا ۴۷ درصد گزارش شده است.
سیستمهای متنوع مانند عدس–گندم–نخود یا نخود–گندم–نخود مقاومت بیشتری در برابر فشار علف های هرز نخود دارند. این مقاومت بهویژه به دلیل کلش گندم با خصوصیت آللوپاتی است که موجب کاهش فشار علف های هرز در سال بعد میشود. اثر آللوپاتی میتواند باعث خواب بذرهای علف های هرز پس از برداشت گندم شود، اما بسیاری از این بذور در کشت نخود ظاهر میشوند، زیرا نخود توان رقابتی ضعیفی با علف های هرز دارد.
علفهای مزاحم نخود میتوانند موجب افزایش بذرهای دارای ریزوم در خاک شوند و تراکم علف های هرز در محصولات بعدی را بالا ببرند. استفاده از گندم شکسته موجب کاهش تراکم علف های هرز در نخود میشود. زیستتوده علف های هرز در سیستمهای عدس–گندم–نخود یا نخود–گندم–نخود بسیار کمتر از تناوبهای مکرر نخود یا نخود–خردل–نخود است. کشت مکرر نخود یا نخود–خردل–نخود ضعیفترین انعطافپذیری را در برابر تنشهای علف های هرز دارند. سیستم عدس–گندم–نخود کمترین تداخل علف های هرز و بیماریها را نشان داده است.
نتیجه: سیستم تناوبی عدس–گندم–نخود و پس از آن نخود–گندم–نخود مناسبترین تناوب برای کنترل علف های هرز نخود در شرایط دیم است.
کنترل مکانیکی
وجین دستی علف های هرز رایجترین روش کنترل در مزارع ایران است. با این حال، به دلیل هزینه بالا، استفاده از آن در مزارع کمبازده اقتصادی نیست. برای دستیابی به عملکرد مطلوب، دو بار وجین علف های هرز توصیه میشود که میتواند عملکرد دانه را تا بیش از سه برابر افزایش دهد.
مناسبترین زمان وجین در نخود دیم یک و سه هفته پس از کاشت و در نخود آبی پنج هفته پس از کاشت است. این زمانها بیشترین عملکرد و کمترین وزن خشک علف های هرز نخود را به همراه دارند. دوره بحرانی کنترل علف های هرز در مزارع نخود بین ۲۵ تا ۶۵ روز پس از ظهور و همچنین از مرحله چهار برگی تا آغاز گلدهی است.
کنترل مکانیکی شامل عملیات خاکورزی با دیسک، چیزل یا گاوآهن قبل از کاشت است. شخم نقش مهمی در ایجاد اختلال در ساختار جمعیت علف های هرز دارد. کشاورزان در ایران با افزایش فاصله ردیفها به ۴۵ و ۵۰ سانتیمتر و استفاده از کولتیواتور بین خطوط، مدیریت علف های هرز نخود را انجام میدهند. خاکورزی بین ردیف با چیزل موجب افزایش عملکرد دانه نخود میشود. بررسیها نشان دادهاند که استفاده از گاوآهن برگرداندار قبل از کاشت تأثیر معنیداری بر عملکرد ندارد و در برخی موارد عملکرد کمتر از دیسک ایجاد کرده است. با این حال، شخم عمیق قبل از کاشت همراه با خاکورزی بین ردیفها توسط چیزل بهترین روش برای کنترل علف های هرز مزارع نخود و افزایش عملکرد در برخی مناطق گزارش شده است.
روشهای توصیهشده:
- دو بار وجین دستی در هفته اول و سوم پس از کاشت در نخود دیم
- یک بار وجین دستی در هفته پنجم پس از کاشت در نخود آبی
- کولتیواتورزنی بین خطوط کشت ۴۵ تا ۵۰ سانتیمتری در زمان ۴ تا ۶ برگی نخود
- استفاده از شخم سطحی یا عمیق قبل از کشت بهاره نخود، بهویژه پس از بارندگی در اسفند یا فروردین
کشت حفاظتی نخود
بسیاری از مناطق ایران که نخود دیم در آنها کشت میشود دارای آبوهوای خشک هستند و کاهش بارندگی در سالهای اخیر این شرایط را تشدید کرده است. استفاده از خاکورزی حفاظتی در این مناطق ضروری است. کاهش خاکورزی همراه با تناوب مناسب محصول پس از چند سال موجب کاهش تراکم و هزینههای مدیریت علف های هرز نخود میشود.
سیستمهای خاکورزی حفاظتی عملکرد نخود را افزایش داده و خواص خاک را در بلندمدت بهبود میبخشند. عملکرد نخود در سیستم بدون خاکورزی تا ۲۴ تا ۵۷ درصد بالاتر از سیستم حداقل خاکورزی سنتی است. این سیستم همچنین موجب کاهش نشت علفکشها به آبهای سطحی میشود.
در سیستم خاکورزی حفاظتی نیاز به استفاده از علفکشهای انتخابی وجود دارد. در ایران کشاورزان از پیریدیت بهعنوان علفکش انتخابی در نخود استفاده میکنند و همچنین از پاراکوات و آمونیوم گلوفوزینات بهعنوان علفکشهای بین ردیف بهره میگیرند.
کنترل شیمیایی
علفکشها به دلیل کارایی و مقرونبهصرفه بودن، نقش مهمی در مدیریت علف های هرز نخود دارند. با این حال، تعداد علفکشهای ثبتشده و قابل استفاده در زراعت نخود در ایران و جهان محدود است. از جمله علفکشهای مؤثر، پیریدیت است که توانایی بالایی در کنترل علف های هرز نخود دارد، اما هزینه بالای آن برای کشاورزان مشکلساز است. برخی علفکشها نیز با وجود کنترل مناسب علف های هرز، موجب گیاهسوزی در نخود میشوند.
در ایران، لینورون و پیریدیت برای نخود ثبت شدهاند، اما در حال حاضر تنها پیریدیت مورد استفاده قرار میگیرد. این علفکش توانسته عملکرد دانه نخود را افزایش دهد و زیستتوده علفهای رقابتی نخود را کاهش دهد. پیریدیت بسیاری از علف های هرز یکساله مانند تاجریزی، سلمهتره، تاجخروس و خرفه را کنترل میکند و نخود نیز نسبت به آن تحمل بالایی دارد.
جایگزینهای پیریدیت
- ایزوکسافلوتل: در نخود بهاره کارایی بیشتری نسبت به پاییزه دارد و خسارت کمتری وارد میکند.
- فومسافن: در کاربرد پیشرویشی توانسته تا ۸۸ درصد علفهای رقابتی نخود را کنترل کند، بدون ایجاد خسارت جدی.
- اکسیفلوروفن: نتایج مطلوبی داشته، اما در برخی مناطق موجب خسارت به نخود شده است.
- پندیمتالین: با وجود مقاومت نخود، تأثیر چندانی در کاهش تراکم علف های هرز نخود ندارد.
علفکشهای دیگر
برخی علفکشها مانند متریبوزین و ایمازتاپیر در کشورهای مختلف معرفی شدهاند، اما کارایی آنها به شرایط آبوهوایی و نوع خاک بستگی دارد. متریبوزین در برخی مناطق موجب گیاهسوزی شدید نخود شده و ایمازتاپیر باعث باریک و بلند شدن ساقهها، کاهش تعداد غلافها و تأخیر در گلدهی و بلوغ نخود میشود. همچنین عملکرد نخود تحت تأثیر انتخاب ژنوتیپ قرار دارد و واکنش ارقام مختلف به این علفکشها متفاوت است.

کنترل علف های هرز باریکبرگ
مهارکنندههای ACCase مانند کلتودیم، فلوازیفوپ و هالوکسیفوپ توانستهاند علف های هرز باریکبرگ نخود را بدون خسارت کنترل کنند. هالوکسیفوپ آر متیل بهویژه در کنترل این گروه از علفهای ناخواسته نخود مؤثر است.
تلفیق روشها
مطالعات نشان دادهاند که تلفیق دو علفکش یا ترکیب علفکش با روشهای مکانیکی مانند وجین دستی و کولتیواتور، در کاهش تراکم علف های هرز نخود و افزایش عملکرد دانه مؤثر است. نمونههایی از این ترکیبها عبارتند از:
- پندیمتالین + تربفلورالین + وجین دستی
- پیریدیت + پندیمتالین
- کلتودیم + پیریدیت
- سیمازین + پرومترین
افزایش کارایی علفکشها
افزودن سورفکتانت به پیریدیت موجب افزایش اثر بخشی آن و کاهش میزان مصرف میشود. همچنین اختلاط متریبوزین با پیریدیت توانسته کنترل برخی گونهها مانند مریمگلی و تربچه وحشی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
گونههای مختلف و واکنش به علفکشها
- ترکیب تربفلورالین + پیریدیت پیچک صحرایی را کنترل میکند.
- اکسیفلوروفن مؤثرترین علفکش در کنترل سلمهتره است.
- ترکیب سیانازین و پروپیزامید برای کنترل بابونه، بیتیراخ و جغجغک مؤثر است.
- ایزوکسافلوتل توانسته شمعدانی وحشی را کنترل کند.
- ایمازتاپیر و تریفلورالین در کنترل خرفه ناکارآمد بودهاند.
جدول علف کشهای مورد استفاده در مزارع نخود ایران و هند
| دستهبندی | نام علفکش | نوع کاربرد | نکات کلیدی |
|---|---|---|---|
| پیشرویشی (PRE) | پندیمتالین | پیشرویشی | کنترل طیف وسیع؛ ترکیب با وجین دستی مؤثرتر |
| پیشرویشی (PRE) | اکسیفلوروفن | پیشرویشی | کارایی بالا در ایران؛ افزایش عملکرد نخود |
| پیشرویشی (PRE) | متریبوزین | پیشرویشی | کنترل قوی اما خطر گیاهسوزی در نخود |
| پسرویشی (POST) | پیریدیت | پسرویشی | ثبتشده در ایران؛ کنترل تاجریزی، سلمهتره، تاجخروس و خرفه؛ تحمل بالای نخود |
| پسرویشی (POST) | ایزوکسافلوتل | پسرویشی | کارایی بیشتر در نخود بهاره؛ خسارت کمتر نسبت به پاییزه |
| پسرویشی (POST) | فومسافن | پسرویشی | کنترل تا ۸۸٪ علفهای هرز؛ بدون خسارت جدی به نخود |
| پسرویشی (POST) | اکسیفلوروفن | پسرویشی | کنترل ۶۵–۷۶٪ علفهای هرز؛ افزایش عملکرد |
| کنترل باریکبرگها | کلودینافوپ-پروپارگیل | پسرویشی | ترکیب با اکسیفلوروفن؛ کارایی بالا |
| کنترل باریکبرگها | کویزالوفوپ-اتیل | پسرویشی | کنترل علفهای باریکبرگ نخود |
| کنترل باریکبرگها | پروپاکویزافوپ | پسرویشی | کنترل مؤثر علفهای باریکبرگ |
| کنترل باریکبرگها | هالوکسیفوپ | پسرویشی | کنترل کامل علفهای باریکبرگ بدون خسارت به نخود |
|
مطالعه مقاله: کرم پیله خوار نخود |
|||
این جدول صرفاً جهت آگاهی است. مصرف علفکشهای ذکرشده نباید خودسرانه و بدون نظر کارشناسان کشاورزی منطقه انجام شود، زیرا ممکن است موجب خسارت به محصول نخود گردد.
🔎 نکات مهم
– ایران: مطالعات در کرمانشاه، کردستان و همدان نشان دادهاند که پیریدیت، اکسیفلوروفن و پندیمتالین بیشترین کارایی را دارند.
– هند: ترکیب اکسیفلوروفن + کلودینافوپ و همچنین فومسافن + فلوآزیفوپ نتایج مطلوبی داشتهاند”).
– محدودیتها: برخی علفکشها مانند متریبوزین و ایمازتایپیر میتوانند موجب گیاهسوزی و کاهش عملکرد نخود شوند.
– راهکار پایدار: ترکیب روشهای مکانیکی (وجین دستی، کولتیواتور) با مصرف محدود علفکشها بهترین نتیجه را در مدیریت علفهای هرز نخود دارد.
ایمنی محصول نخود با علفکشهای پیشرویشی
هیچ علفکش پیشرویشی در نخود یا سایر محصولات زراعی نمیتواند کاملاً ایمن تلقی شود. با این حال، درک رفتار علفکش در محیط میتواند خسارت را کاهش دهد یا از بین ببرد. میزان آسیبپذیری نخود در برابر علفکشها به عواملی مانند ورود علفکش به گیاهچه، سرعت انتقال آن و توانایی گیاهچه در متابولیزه و سمزدایی بستگی دارد. شرایطی مانند غرقاب، تغذیه نامناسب یا بیماریها که موجب تنش و کاهش متابولیسم در گیاه میشوند، احتمال خسارت ناشی از علفکش را افزایش میدهند.
نوع خاک
محصولاتی که در خاکهای سبک رشد میکنند بیشتر در معرض سطوح بالای علفکش قرار دارند و آسیبپذیرتر از گیاهان رشد یافته در خاکهای سنگین هستند. در خاکهای سبک، علفکش کمتر به ذرات خاک متصل میشود و بیشتر در دسترس گیاه قرار میگیرد. به همین دلیل، دستورالعملهای مصرف علفکش معمولاً برای خاکهای سبک محدودیتهایی را توصیه میکنند.
رطوبت خاک
آسیب ناشی از علفکشهای پیشرویشی اغلب با رطوبت زیاد خاک همراه است، بهویژه در زمان جوانهزنی و قبل از آغاز فتوسنتز. رطوبت بالا میتواند علفکش را به سمت منطقه بذر منتقل کرده و میزان جذب آن توسط گیاه را افزایش دهد. در مقابل، در شرایط خشک ممکن است کنترل علف های هرز نخود ناکام بماند، زیرا رطوبت محدود برای فعالسازی علفکش کافی نیست.
عمق کاشت
بیشتر علفکشهای پیشرویشی به کلوییدهای خاک متصل میشوند و در نزدیکی سطح خاک باقی میمانند. کاشت عمیق فاصله بیشتری بین بذر و علفکش ایجاد کرده و احتمال آسیب به گیاهچه نخود را کاهش میدهد.
میزان کاربرد
افزایش میزان مصرف علفکشهای پیشرویشی میتواند مدت زمان کنترل علف های هرز نخود را طولانیتر کند، اما غلظت بالای علفکش ممکن است به محصول آسیب برساند. این خطر در خاکهای سبک بیشتر است، زیرا اتصال علفکش به خاک کمتر اتفاق میافتد. بنابراین رعایت دقیق دستورالعملهای مصرف برای نوع خاک و میزان کاربرد ضروری است.
خواص علفکش
علفکشهایی با حلالیت بالا و ضریب جذب پایین (Koc) کمتر به خاک متصل میشوند و تحرک بیشتری دارند. این ویژگی موجب میشود در شرایط رطوبت زیاد به بذر جوانهزده برسند و توسط گیاهچه جذب شوند، که احتمال آسیب را افزایش میدهد.
تکنیک IBS
برای برخی علفکشها با تحرک کمتر، استفاده از تکنیک IBS (کاربرد علفکش قبل از کاشت و مخلوط کردن آن با خاک در حین عملیات کاشت) میتواند خسارت به نخود را کاهش دهد. در این روش، خاک سمپاشیشده به بین ردیفها منتقل میشود و تماس مستقیم بذر با علفکش کاهش مییابد. این روش معمولاً ایمنتر است و برای علفکشهایی مانند تریفلورالین که فراریت بالایی دارند، باید بلافاصله پس از سمپاشی انجام شود و با لایهای از خاک پوشانده شود.
راهکارهای مدیریت مقاومت به علفکشها
علفکشها از مهمترین عوامل مؤثر بر جوامع علف های هرز در نظامهای زراعی هستند. گونههای مختلف علف های هرز نسبت به انواع علفکشها درجات متفاوتی از حساسیت یا مقاومت نشان میدهند. عموماً مصرف علفکشها با نابودی گونههای حساس و انتخاب بیوتیپهای مقاوم، فشار انتخابی شدیدی بر جوامع علف های هرز وارد میکند. در مقایسه با سایر روشهای کنترل، علفکشها تأثیر بیشتری بر تراکم و ترکیب گونهای علف های هرز دارند.
راهکارهای مدیریتی برای پیشگیری و کنترل مقاومت
- استفاده از علفکشها تنها زمانی که لازم است و بر اساس آستانه اقتصادی.
- استفاده متناوب از علفکشها با نحوه تأثیر متفاوت و پرهیز از مصرف بیش از دو بار متوالی یک علفکش مشابه در یک مزرعه.
- بهکارگیری مخلوط علفکشها با نحوه تأثیر چندگانه، به شرط آنکه هر دو علفکش علیه گونههای مقاوم مؤثر باشند.
- اجرای تناوب زراعی با محصولاتی دارای چرخههای زندگی متفاوت (مانند گندم زمستانه، یونجه و ذرت تابستانه) و پرهیز از استفاده مکرر علفکشهای مشابه در این تناوبها.
- کاشت واریتههای مقاوم به علفکشها همراه با سایر روشهای کنترل، نه بهصورت متوالی و تکراری.
- استفاده از ماشینآلات کشاورزی برای شخم و نابودی فیزیکی علف های هرز در کنار کاربرد علفکشها.
- بررسی منظم مزارع و باغات برای شناسایی تغییرات جمعیت علف های هرز و محدود کردن پراکندگی گونههای مقاوم.
- پاکسازی ادوات کشت و برداشت پیش از جابهجایی از مزارع آلوده به مزارع سالم.
- مدیریت علف های هرز در حاشیهها، آزادراهها و خطوط راهآهن برای جلوگیری از انتشار گونههای مقاوم به زمینهای کشاورزی.
اصول سمپاشی علفکشها
- استفاده از سمپاشهای پشتی کتابی با فشار ثابت و سمپاشهای پشت تراکتوری بومدار بهعنوان مناسبترین ابزار.
- پرهیز از استفاده سمپاشهای اتومایزر، میکرونر، فرغونی و زنبهای که قطرات ریز تولید کرده و موجب افزایش بادبردگی میشوند.
- عدم استفاده از سمپاشهای پشتی استوانهای به دلیل کاهش فشار و عدم یکنواختی پاشش.
- استفاده از نازلهای تیجت (بادبزنی) در سمپاشهای پشت تراکتوری و پشتی کتابی بومدار.
- تنظیم فشار سمپاشی بین ۲ تا ۳ بار؛ افزایش فشار موجب کاهش قطر ذرات و افزایش دریفت میشود، در حالی که کاهش فشار قطر ذرات را افزایش داده و خروجی محلول را کاهش میدهد.
- استفاده از نازلهای فلوجت در سمپاشهای پشتی تکنازلی و شارژی.
نکات کاربردی در سمپاشی
- برای تولید اسپری درشت تا بسیار درشت از نازل با رانش کم استفاده شود.
- بوم سمپاش در ارتفاع پایین نگه داشته شود تا دریفت کاهش یابد.
- الگوی پاشش باید ۱۰۰٪ همپوشانی داشته باشد؛ پاشش هر نازل باید به وسط الگوی نازل مجاور برسد.
- توجه به شرایط آبوهوایی هنگام سمپاشی؛ بهترین زمان، صبح با آفتاب ملایم و باد کم است.
- انتخاب زمان مناسب سمپاشی مهمتر از نوع نازل است؛ فشار باید متناسب با سرعت حرکت تنظیم شود.
- افزایش کارایی سمپاش با مخزن بزرگتر و بوم طولانیتر امکانپذیر است، اما باید فشار و حجم آب متناسب با نوع علف های هرز تنظیم شود.
- علف های هرز باریکبرگ به حجم بیشتری از آب نیاز دارند، در حالی که پهنبرگها با قطرات درشت سازگارترند.
- علفکشهای تماسی نیاز به پوشش بهتر برگ دارند.
- در صورت عدم آشنایی با گونههای جدید، استفاده از اسپری درشت قطره همراه با حجم آب کافی توصیه میشود.
- از ترکیب قطرات بسیار درشت و حجم کم آب پرهیز شود، زیرا تماس کافی با علف های هرز ایجاد نمیشود. گونههایی مانند سلمهتره، بیتیراخ و جارو از جمله علف های هرز نخود هستند که به سختی مرطوب میشوند.
جمعبندی
علفهای ناخواسته نخود یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد و کیفیت محصول در مزارع ایران و جهان هستند. حساسیت بالای نخود به تداخل علف های هرز به دلیل رشد آهسته و سطح برگ محدود در مراحل اولیه، ضرورت مدیریت دقیق و چندجانبه را نشان میدهد.
مطالعات نشان دادهاند که هیچ روش منفردی برای کنترل علف های هرز نخود کافی نیست؛ بلکه ترکیب روشهای زراعی، مکانیکی، شیمیایی و پیشگیرانه در قالب مدیریت تلفیقی بهترین نتیجه را به همراه دارد. تناوب زراعی مناسب، انتخاب تاریخ کاشت و تراکم مطلوب، استفاده از ارقام مقاوم، وجین دستی در زمانهای بحرانی، و مصرف هدفمند علفکشها از جمله راهکارهای کلیدی هستند.
از سوی دیگر، شناخت دقیق فلور علف های هرز نخود در هر منطقه و پایش مستمر مزارع، امکان انتخاب راهکارهای مؤثرتر را فراهم میکند. همچنین توجه به ایمنی محصول در برابر علفکشهای پیشرویشی و مدیریت مقاومت به علفکشها، از الزامات پایداری تولید نخود محسوب میشود.
در نهایت، مدیریت موفق علفهای ناخواسته نخود نیازمند رویکردی علمی، تلفیقی و منطقهمحور است؛ رویکردی که ضمن کاهش خسارت علف های هرز، موجب افزایش عملکرد اقتصادی و پایداری سیستمهای زراعی خواهد شد.
📄 منابع
این مقاله با بهرهگیری از منابع معتبر داخلی و خارجی تهیه شده است، از جمله:
- دستنامه معرفی و مدیریت آفات، بیماریها و علف های هرز مهم نخود – موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، چاپ نخست ۱۳۹۹
- نویسندگان دستنامه: فاطمه شفقی، کاظم منتخب، نوح شهرآئین، مرگان ویسی، صدیقه اشتری، هلن عالیپناه
- مقالات پژوهشی منتشرشده در نشریات علمی-پژوهشی کشاورزی ایران (کرمانشاه، کردستان، همدان)
- مطالعات بینالمللی در زمینه مدیریت علف های هرز نخود از منابع دانشگاهی هند، استرالیا، کانادا و ایالات متحده
- دادههای تجربی و میدانی از پروژههای تحقیقاتی نخود در مناطق دیم ایران
📌 توجه: استفاده از اطلاعات این مقاله برای تصمیمگیری عملی در مزرعه باید با مشورت کارشناسان کشاورزی منطقه انجام شود. مصرف خودسرانه علفکشها ممکن است موجب خسارت جدی به محصول نخود گردد.
برای آشنایی با سایر عناصر مهم در کشاورزی مطالعه مقالات زیر پیشنهاد میگردد